اربعین؛ عمیقترین اجتماع بشری
رضا عیسی نیا – عضو هیاتعلمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
این تصویر عریان «جامعه» مدرن است؛ جایی که ما کنار هم هستیم اما با هم نیستیم. حالا این تصویر را با سیل خروشان جاده نجف تا کربلا در ایام اربعین مقایسه کنید. میلیونها نفر از نژادها، زبانها و طبقههای اجتماعی متفاوت، شانهبهشانه در یک مسیر خاکی گام برمیدارند. اینجا خبری از قراردادهای خشک اقتصادی یا منفعتهای فردی نیست. اینجا «جامعه» سرد و حسابگر مدرن، در برابر «اجتماع» گرم و عاشق حسینی زانو میزند اما این پدیده شگفتانگیز دقیقا چه میکند و چرا در دنیای امروز که تشنه ارتباط است، اربعین به بزرگترین پناهگاه انسان گریزپا تبدیل شده است؟
تله مدرنیته؛ از «اجتماع» تا «جامعه»
برای فهم این شکوه، باید عینک جامعهشناسی را به چشم بزنیم. فردیناند تونیس، جامعهشناس بزرگ آلمانی، بیش از یک قرن پیش هشدار داده بود که با آمدن مدرنیته، انسانها «اجتماع» (گماینشافت) را بهنفع «جامعه» (گزلشافت) قربانی میکنند. در «جامعه»، همهچیز بر مدار «عقلانیت ابزاری» میچرخد. ما با دیگران قرارداد میبندیم، معامله میکنیم و تا زمانی که سودی در آن باشد، کنار هم میمانیم. ارتباطات گسترده است اما بهشدت سطحی و بیروح اما در «اجتماع»، پیوندها خونی، عاطفی و عمیق است؛ جایی که «ما» بر «من» غلبه دارد. مدرنیته این اجتماعات گرم را ویران کرد و انسان را به یک ماشین منفعتطلب تبدیل نمود اما اربعین چه میکند؟ اربعین یک «طغیان مقدس» است. این راهپیمایی عظیم، در دل همان دنیای مدرن، نه تنها اجتماع را احیا میکند، بلکه معادلات را بر هم میزند: در اربعین، ما با «وسعت کمی» یک جامعه مدرن (میلیونها نفر) روبهروییم اما با «عمق عاطفی» یک اجتماع سنتی!
پستمدرنیسم و بحران بیمعنایی اربعین بهعنوان پادزهر
امروز ما در عصر پستمدرنیسم زندگی میکنیم؛ دورانی که در آن «روایتهای بزرگ» مردهاند. در دنیای مجازی و رسانهای امروز، همهچیز در سطح و سبک خلاصه شده و خبری از محتوای عمیق نیست. انسان پستمدرن دچار «بحران معنایی» و «حس عدم تعلق» است؛ او نه به زمان تعلق دارد، نه به مکان و نه به همنوع خود اما در مسیر کربلا، تمام این فروپاشیها خنثی میشود. اربعین بزرگترین «روایت اعظم» تاریخ، یعنی «محبت و ایثار» را دوباره زنده میکند. زائر در این مسیر به سه وجه تعلق مطلق پیدا میکند: تعلق به هموطن ایمانی، تعلق به یک زمان بیداریبخش (بیستم صفر) و تعلق به یک مکان مقدس (مسیر پیادهروی). اربعین ثابت میکند که انسان برای رستگاری، به ایماژهای توخالی اینستاگرامی نیاز ندارد، بلکه تشنه «معنای مشترک» و «معاشرت واقعی» است.
تفاوت «انتقال پیام» با «تولید معنا»
در علم ارتباطات، دو نگاه وجود دارد: نگاه «انتقالی» و نگاه «آیینی». در نگاه انتقالی (که مختص رسانههای مدرن است)، ارتباط یعنی فرستادن یک پیام از نقطه الف به نقطه ب اما در نگاه آیینی، ارتباط یعنی «مشارکت در یک آیین برای تولید معنای مشترک». در اربعین، خبری از ارتباطات انتقالی نیست. چایریختن در موکبها، گرهزدن کفش یک زائر غریبه، یا اشکریختن در یک هیات، انتقال یک پیام ساده نیست؛ بلکه «تولید یک آیین» است.
