آزادی، امنیت و مسئله قدرت در اندیشه آیت الله سیدمحمود طالقانی؛ از نقد استبداد تا مشارکت مردم
رضا عیسی نیا – عضو هیاتعلمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
اندیشه ما- آیت الله سید محمود طالقانی از اندیشمندانی است که در اندیشه و عمل سیاسی ـ اجتماعی خود، نسبت میان دین، آزادی، عدالت، مردم و قدرت را مورد توجه قرار داده است.
بررسی اندیشه او درباره آزادی و امنیت، صرفاً بازخوانی دیدگاههای یک متفکر معاصر نیست، بلکه میتواند زمینهای برای فهم برخی از مسائل بنیادین جامعه امروز فراهم کند.
در نگاه طالقانی، آزادی را نمیتوان از کرامت انسان، مسئولیت اجتماعی، عدالت و مشارکت مردم جدا کرد. از سوی دیگر، امنیت نیز صرفاً به معنای حفظ نظم یا کنترل اجتماعی نیست، بلکه با اعتماد عمومی، عدالت، حقوق مردم و نحوه اعمال قدرت سیاسی ارتباط دارد. از این منظر، پرسش مهم این است که آیا میتوان میان آزادی و امنیت رابطهای سازنده برقرار کرد، بهگونهای که تأمین یکی به حذف دیگری منجر نشود؟ برای بررسی رابطه امنیت وآزادی در اندیشه مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی، اندیشه ما گفت وگوی اختصاصی را با دکتر رضا عیسی نیا استادیار و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی انجام داده است که متن کامل آن را در ادامه می خوانید:
۱- اندیشه ما- اگر بخواهیم مفهوم آزادی را در منظومه فکری سید محمود طالقانی تعریف کنیم، مهمترین مؤلفههای آزادی از دیدگاه او چیست و آزادی چه نسبتی با کرامت انسان و مسئولیت اجتماعی دارد؟
دکتر رضا عیسینیا:برای فهم آزادی در منظومه فکری طالقانی، باید از یک برداشت حداقلی از آزادی فاصله گرفت. آزادی در اندیشه او صرفاً به معنای نبود اجبار یا مانع بیرونی نیست؛ بلکه با کرامت، شخصیت، استعداد و شأن انسانی پیوند دارد. مبنای این نگاه را باید در فهم توحیدی طالقانی جستوجو کرد. او توحید را صرفاً یک باور ذهنی و اعتقادی نمیداند؛ توحید باید در اندیشه، اخلاق، رفتار و مناسبات اجتماعی انسان اثر بگذارد. اگر انسان در برابر خداوند مسئول است، نباید در برابر انسان دیگری به موجودی مطیع و بیاختیار تبدیل شود. از همین جاست که نقد استبداد سیاسی با کرامت انسان پیوند پیدا میکند.
در یکی از صریحترین بیانهای طالقانی درباره آزادی، آزادی را از بزرگترین عطایای الهی و انسانی میداند و با استناد به سخن امام علی(ع)، بر آزاد آفریدهشدن انسان تأکید میکند. بنابراین آزادی از نظر او چیزی نیست که قدرت سیاسی هر زمان بخواهد اعطا کند و هر زمان بخواهد پس بگیرد.
اما در اندیشه طالقانی آزادی با مسئولیت همراه است. آزادی به معنای رهاشدگی از هر قید اخلاقی و اجتماعی نیست. انسان آزاد باید بتواند بیندیشد، انتخاب کند، سخن بگوید و در سرنوشت اجتماعی خود مشارکت کند؛ اما در برابر جامعه و حقوق دیگر انسانها نیز مسئول است.
به همین دلیل، میتوان گفت آزادی در منظومه طالقانی دستکم چهار مؤلفه دارد:
نخست، آزادی از سلطه و استبداد؛
دوم، آزادی اندیشه و وجدان؛
سوم، امکان مشارکت در سرنوشت اجتماعی؛
و چهارم، مسئولیتپذیری در برابر حقوق دیگران و خیر عمومی.
اهمیت آزادی اندیشه در این میان بسیار زیاد است. طالقانی فقط مخالف استبداد سیاسی نبود؛ او نسبت به اسارت فکری نیز هشدار میداد. از نگاه او، ممکن است انسان از یک قدرت سیاسی رها شود، اما در قالب یک حزب، مکتب یا ایدئولوژی گرفتار شود و دیگر نتواند مستقل بیندیشد.
نمونه بسیار روشن این نگاه را میتوان در تجربه زندان او دید. پیشنهاد تشکیل «تریبون آزاد» برای گفتوگو درباره منشأ دین، صرفاً یک خاطره زندان نیست؛ بلکه نشان میدهد طالقانی آزادی را در عمل نیز به رسمیت میشناخت. او میپذیرفت که دیدگاههای متفاوت شنیده شوند و حتی آمادگی داشت نتیجه یک گفتوگوی استدلالی را بپذیرد.
همچنین برخورد او با زندانیانی که از نظر فکری و اعتقادی با او اختلاف داشتند، قابل توجه است. او نمیخواست عقیده را با اجبار تحمیل کند و درباره برخی از آنان تعبیر «قاصرند، نه مقصر» را به کار میبرد. این نگاه نشان میدهد که در نظر او، اختلاف عقیده موجب سلب کرامت انسان نمیشود.
از این جهت، آزادی در اندیشه طالقانی نه صرفاً یک مطالبه سیاسی، بلکه بخشی از فرآیند انسانشدن است. در پرتوی از قرآن نیز رسالت پیامبران با برداشتن زنجیرهای اسارت و فراهمکردن زمینه رشد و عدالت اجتماعی پیوند میخورد. پژوهشهای منتشرشده درباره طالقانی نیز بر همین پیوند میان آزادی، برابری، عدالت و رهایی انسان تأکید کردهاند.
پس اگر بخواهیم در یک جمله آزادی را در اندیشه طالقانی تعریف کنیم، میتوان گفت:
آزادی، حق کرامتمند انسان برای اندیشیدن، انتخابکردن و مشارکت مسئولانه در سرنوشت خویش است.
و درست در همین نقطه، آزادی به مسئولیت اجتماعی متصل میشود؛ زیرا انسانی که خود را صاحب سرنوشت میداند، نمیتواند نسبت به سرنوشت جامعه بیتفاوت بماند.
۲- اندیشه ما– طالقانی امنیت را چگونه میفهمد و چه تفاوتی میان «امنیت مبتنی بر رضایت و مشارکت مردم» و «امنیت مبتنی بر کنترل و اقتدار سیاسی» در اندیشه او میتوان مشاهده کرد؟
دکتر رضا عیسینیا: در اینجا لازم است ابتدا یک ملاحظه روششناختی داشته باشیم. طالقانی نظریهای مستقل و مدون با عنوان «نظریه امنیت» ارائه نکرده است. بنابراین وقتی از «امنیت در اندیشه طالقانی» سخن میگوییم، در واقع در حال بازسازی مفهوم امنیت از مجموعه اندیشه سیاسی، اجتماعی و تجربه عملی او هستیم.
اگر این مجموعه را کنار هم قرار دهیم، به نظر میرسد طالقانی میان دو نوع نظم اجتماعی تفاوت اساسی میگذارد: نظمی که بر اعتماد، عدالت و مشارکت استوار است و نظمی که بر ترس، کنترل و تمرکز قدرت تکیه دارد. این مسئله ریشه در تجربه زیسته خود او دارد. طالقانی دوران کودکی و جوانی خود را در شرایطی گذراند که ترس از حکومت، بازداشت، تبعید و تعرض به حقوق مردم بخشی از تجربه جامعه بود. این تجربه بعدها در مبارزه او با استبداد سیاسی و دفاعش از حقوق مردم تأثیر جدی گذاشت.
از این منظر، باید میان امنیت حکومت و امنیت جامعه تفاوت گذاشت.
امنیت حکومت ممکن است به معنای حفظ نظم سیاسی و جلوگیری از اعتراض باشد؛ اما امنیت جامعه زمانی معنا پیدا میکند که مردم احساس کنند جان، مال، حیثیت، حقوق و آینده آنان در معرض خودسری قدرت قرار ندارد.
طالقانی در نقد رژیم پهلوی با نوعی از امنیت مواجه بود که بر دستگاه امنیتی، کنترل سیاسی، بازداشت مخالفان، محدودیت مطبوعات و انتخابات کنترلشده تکیه داشت. این نوع امنیت میتوانست برای مدتی سکوت ایجاد کند، اما سکوت الزاماً به معنای اعتماد نیست.
از این منظر، شاید بتوان گفت:
جامعهای که فقط از حکومت میترسد، الزاماً جامعهای امن نیست؛ ممکن است جامعهای باشد که در آن ناامنی سیاسی پنهان شده است.
در مقابل، طالقانی در ماههای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ تجربه دیگری را مشاهده کرد. مردم در شرایط حکومت نظامی و تهدیدهای جدی، به شکل گسترده وارد عرصه شدند. نکته مهم این بود که مشارکت گسترده آنان در مواردی با نظم و انضباط اجتماعی همراه شد.
این تجربه نشان میدهد که مشارکت مردم الزاماً ضد نظم نیست. اگر مردم احساس کنند جامعه متعلق به آنان است، مشارکت میتواند خود به تولید نظم کمک کند.
اینجاست که مفهوم شورا در اندیشه طالقانی اهمیت پیدا میکند. شورا برای او صرفاً یک نهاد اداری نبود؛ شورا وسیلهای بود برای اینکه مردم احساس کنند در سرنوشت خود نقش دارند. در منابع پژوهشی نیز شورا از مؤلفههای مهم اندیشه سیاسی طالقانی و راهی برای مقابله با تمرکز و انحصار قدرت معرفی شده است.
بنابراین اگر بخواهیم از مجموعه اندیشه او نوعی «امنیت مشارکتی» را بازسازی کنیم، باید بگوییم امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که:
- مردم خود را صاحب جامعه بدانند؛
- قواعد عمومی را عادلانه تلقی کنند؛
- امکان نقد و اعتراض مسئولانه داشته باشند؛
- در تصمیمگیری سهم داشته باشند؛
- و قدرت سیاسی را پاسخگو بدانند.
در چنین وضعیتی، امنیت تنها محصول ابزارهای کنترلی دولت نیست؛ جامعه نیز در تولید و حفظ آن مشارکت میکند.
این برداشت البته به معنای نفی قانون، اقتدار قانونی یا نهادهای مسئول امنیت نیست. مسئله اصلی طالقانی، ظاهراً اصل وجود قدرت نیست؛ مسئله، چگونگی اعمال قدرت و نسبت آن با حقوق مردم است.
3- اندیشه ما- در اندیشه طالقانی، مرز میان آزادی و حفظ نظم و امنیت اجتماعی کجاست؟ آیا محدودیت آزادی برای تأمین امنیت را میتوان از منظر اندیشه او توجیه کرد؟
دکتر رضا عیسینیا: این پرسش از مهمترین و در عین حال دشوارترین پرسشهاست؛ زیرا در آثار طالقانی نظریهای تفصیلی درباره حدود حقوقی محدودکردن آزادی به شکل امروزی وجود ندارد. بنابراین نباید معیارهای حقوق اساسی معاصر را بدون واسطه به او نسبت دهیم. اما از مجموعه اندیشه و عملکرد او میتوان یک اصل مهم را بازسازی کرد:
امنیت نباید به مجوز نامحدود برای سلب آزادی تبدیل شود.
این مسئله برای طالقانی کاملاً عینی بود. او حکومتی را تجربه کرده بود که بسیاری از مخالفان سیاسی را با عنوانهایی چون تهدید امنیت یا اقدام علیه امنیت کشور سرکوب میکرد. اگر تعریف امنیت کاملاً در اختیار قدرت باشد، تقریباً هر اعتراض و مخالفتی میتواند تهدید امنیتی تلقی شود.
از این منظر، نخستین شرط امنیت مشروع، قانونمندی قدرت است.
طالقانی با بازخوانی تنبیهالامه و تنزیهالمله به دنبال همین مسئله بود: چگونه میتوان قدرت سیاسی را از خودکامگی دور کرد و برای آن محدودیت و مسئولیت ایجاد کرد؟
در مقابل، آزادی نیز از نگاه طالقانی مطلقاً بیقید نیست. آزادی باید با عدالت، مسئولیت اجتماعی و حقوق دیگران همراه باشد. بنابراین نمیتوان از اندیشه او نتیجه گرفت که هر نوع رفتار یا کنش اجتماعی، صرفاً با عنوان آزادی، مشروع است.
به بیان دقیقتر، اگر بخواهیم از منظومه او یک معیار امروزی استخراج کنیم، محدودیت آزادی زمانی قابل دفاعتر است که:
بر قانون روشن استوار باشد، برای جلوگیری از آسیب واقعی به حقوق عمومی ضرورت داشته باشد، متناسب باشد و خودِ قدرت نیز در برابر آن پاسخگو و قابل نظارت باشد.
اما باید تأکید کنم که این چهارگانه، صورتبندی حقوقی امروزین از روح کلی اندیشه اوست، نه یک نظریه مدون که بتوان تمام آن را عیناً به طالقانی نسبت داد.
در زندگی سیاسی طالقانی نیز میبینیم که مبارزه با استبداد به معنای پذیرش آشوب اجتماعی نبود. پس از انقلاب، او برای کاهش تنش، جلوگیری از درگیری و برقراری آرامش تلاش کرد. در مسئله کردستان نیز تلاش کرد از طریق حضور مستقیم و گفتوگو با مردم، راهی برای کاهش بحران پیدا کند.
همچنین در زندان، هنگامی که اختلاف میان گروههای مختلف سیاسی و عقیدتی شدت گرفت، تلاش کرد مانع تبدیل اختلاف فکری به دشمنی و حذف متقابل شود. او نسبت به خطر استفاده حکومت از شکافهای اجتماعی و سیاسی برای تضعیف گروهها حساس بود.
بنابراین پرسش اصلی در اندیشه طالقانی این نیست که:
«آزادی یا امنیت؟»
بلکه این است:
«چه نوع آزادی و چه نوع امنیتی؟»
آزادی بدون مسئولیت ممکن است حقوق دیگران را نقض کند؛ اما امنیت بدون آزادی میتواند به سلطه تبدیل شود.
از این منظر، میتوان گفت:
امنیت مشروع باید حافظ امکان آزادی باشد، نه جایگزین آزادی.
و شاید این یکی از مهمترین نکاتی باشد که اندیشه طالقانی برای جامعه امروز در اختیار ما میگذارد.
۴- اندیشه ما – نقش مردم، نقد قدرت و مشارکت سیاسی در اندیشه طالقانی چیست و این مؤلفهها چگونه میتوانند همزمان به تقویت آزادی و امنیت پایدار کمک کنند؟
دکتر رضا عیسینیا: اگر بخواهیم حلقه اتصال آزادی و امنیت را در اندیشه طالقانی پیدا کنیم، به گمان من این حلقه چیزی جز مردم نیست.
طالقانی مردم را صرفاً موضوع حکومت نمیدانست؛ آنان را باید به فاعل اجتماعی و سیاسی تبدیل کرد. اینجاست که شورا در اندیشه او اهمیت پیدا میکند.
طالقانی معتقد بود مردم باید در اداره امور خود مشارکت کنند و حتی خطاهای آنان در این مسیر، بخشی از فرآیند یادگیری اجتماعی است. به این معنا، مشارکت یک امتیاز سیاسی نیست که فقط به افراد خاص داده شود؛ مشارکت خود نوعی تربیت اجتماعی و سیاسی است.
او با استناد به مفهوم قرآنی شورا، مشارکت را با کرامت انسان و احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت جامعه مرتبط میکرد. بنابراین میتوان یک زنجیره مهم را در اندیشه او مشاهده کرد:
شورا ← مشارکت ← احساس مالکیت نسبت به سرنوشت ← مسئولیت ← نظم اجتماعی ← امنیت پایدار
این نگاه با حساسیت او نسبت به تمرکز قدرت نیز ارتباط دارد.
در بحث «تمرکز و عدم تمرکز مرجعیت»، طالقانی چند الگو را بررسی میکند و راهکار شورایی را پیشنهاد میدهد. این موضوع نشان میدهد که او در حوزه تصمیمگیری نیز به مشورت، توزیع نظر و جلوگیری از تمرکز مطلق اهمیت میداد.
البته نباید این اندیشه را عیناً با نظریه تفکیک قوا یا دموکراسی لیبرال معاصر یکی دانست. مبنای طالقانی، مبنایی قرآنی و توحیدی است؛ اما از نظر ساختاری، شورا با مفاهیمی مانند مشارکت، توزیع قدرت، مشورت و جلوگیری از انحصار قدرت قرابت دارد.
نقد قدرت نیز در همین چارچوب قرار میگیرد.
بازنشر و شرح تنبیهالامه و تنزیهالمله در سالهای پس از کودتای ۲۸ مرداد را باید در همین زمینه دید. طالقانی این اثر را فقط یک متن تاریخی نمیدانست؛ آن را راهنمایی برای فهم وظیفه اجتماعی، مقابله با استبداد و ضرورت مهار قدرت میدید. منابع مربوط به آثار او نیز بر همین نقش تنبیهالامه در فهم حکومت، قانون و مقابله با خودکامگی تأکید کردهاند.
از اینجا یک اصل مهم به دست میآید:
قانون فقط ابزار اعمال قدرت نیست؛ باید ابزار مهار قدرت نیز باشد.
در نتیجه، نقد قدرت اگر در چارچوب مسئولیت و قانون صورت گیرد، الزاماً عامل بیثباتی نیست؛ میتواند سازوکار اصلاح قدرت و جلوگیری از بحران باشد. این نکته برای امنیت پایدار بسیار مهم است. جامعهای که هیچ امکان قانونی برای نقد و اعتراض ندارد، ممکن است مدتی آرام به نظر برسد، اما نارضایتیها در آن انباشته میشوند.
در مقابل، جامعهای که امکان نقد، گفتوگو و مشارکت دارد، بخشی از تعارضهای خود را پیش از تبدیلشدن به بحران حل میکند. از همین رو، در نگاه طالقانی مردم فقط منبع مشروعیت حکومت نیستند؛ یکی از منابع تولید نظم اجتماعی نیز هستند.
۵– اندیشه ما- با توجه به شرایط جامعه امروز، اندیشه طالقانی درباره آزادی و امنیت چه ظرفیتهایی برای پاسخگویی به چالشهای معاصر دارد و کدام بخشهای آن نیازمند بازخوانی یا نقد جدی است
دکتر رضا عیسینیا: به نظر من ارزش امروزین طالقانی در این نیست که بخواهیم پاسخهای آمادهای از دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ برای مسائل پیچیده قرن بیستویکم استخراج کنیم. اهمیت او در این است که برخی پرسشهای بنیادین را مطرح کرده است؛ پرسشهایی که هنوز زندهاند:
قدرت چگونه میتواند اعمال شود، بدون آنکه به سلطه تبدیل شود؟
چگونه میتوان امنیت داشت، بدون اینکه جامعه در فضای ترس زندگی کند؟
چگونه میتوان آزادی داشت، بدون آنکه مسئولیت اجتماعی از میان برود؟
و چگونه میتوان مردم را از موضوع حکومت به صاحب نقش در حکمرانی تبدیل کرد؟
از این منظر، اندیشه طالقانی برای امروز دستکم پنج ظرفیت مهم دارد.
نخست؛ بازاندیشی در مشارکت مردم
اندیشه شورا میتواند امروز در قالبهایی مانند حکمرانی محلی، تمرکززدایی، مشارکت شهروندی، نهادهای مدنی و افزایش نقش جامعه در تصمیمگیری بازخوانی شود. البته نباید شورا را عیناً با دموکراسی مدرن یکی دانست. شورا در اندیشه طالقانی ریشهای دینی و قرآنی دارد. اما اصل مشارکت، توزیع مسئولیت و جلوگیری از تمرکز قدرت همچنان ظرفیت قابل توجهی برای بازخوانی دارد.
دوم؛ آزادی اندیشه و گفتوگو
تجربه «تریبون آزاد» و برخورد طالقانی با مخالفان فکری، برای جامعهای که با شکافهای نسلی، سیاسی، فرهنگی و فکری مواجه است، پیام مهمی دارد. جامعهای که فقط با همفکران خود گفتوگو میکند، در واقع گفتوگو را تمرین نمیکند. طالقانی نشان میدهد که اختلاف فکری را میتوان به جای حذف، به فرصت گفتوگو و فهم متقابل تبدیل کرد.
سوم؛ بازتعریف امنیت
یکی از مهمترین ظرفیتهای اندیشه او، انتقال کانون بحث امنیت از «حفظ قدرت» به «حفظ حقوق و کرامت جامعه» است. در این نگاه، امنیت فقط نبود شورش یا جرم نیست؛ امنیت با احساس عدالت، اعتماد عمومی، حقوق شهروندان و امکان مشارکت نیز ارتباط دارد. بنابراین میتوان از اندیشه او برای گذار مفهومی از «امنیت حکومت» به «امنیت جامعه» استفاده کرد.
چهارم؛ پیوند عدالت و امنیت
در اندیشه طالقانی، عدالت یک موضوع فرعی نیست. او در اسلام و مالکیت و پرتوی از قرآن، مسائل اقتصادی و اجتماعی را با کرامت انسان و ساختار جامعه پیوند میدهد. اگر انسان در شرایطی قرار گیرد که استعداد، کار و زندگی او دائماً در معرض استثمار و بیعدالتی باشد، نمیتوان صرفاً با ابزارهای انتظامی از امنیت پایدار سخن گفت. بنابراین امنیت پایدار، علاوه بر مؤلفههای انتظامی و سیاسی، به عدالت اجتماعی و احساس انصاف نیز نیاز دارد.
پنجم؛ نقد تمرکز قدرت
یکی از خطوط مهم اندیشه طالقانی، حساسیت نسبت به تمرکز قدرت است؛ چه در حکومت، چه در ساختارهای اجتماعی و چه در نهادهای تصمیمگیر. این مسئله امروز نیز اهمیت دارد، زیرا هر چه قدرت متمرکزتر شود، ضرورت پاسخگویی و نظارت بیشتر میشود.
اما در کنار این ظرفیتها، اندیشه طالقانی نیازمند بازخوانی انتقادی جدی است.
نخست، جامعه امروز با دولت مدرن، رسانههای دیجیتال، شبکههای اجتماعی، فناوریهای نظارتی، تهدیدهای سایبری، تروریسم، اقتصاد جهانی و پیچیدگیهای جدید امنیتی روبهروست. بنابراین نمیتوان نظریه امنیت امروز را با مفاهیم دهههای گذشته بهطور کامل توضیح داد.
دوم، باید نسبت اندیشه دینی طالقانی با جامعه متکثر معاصر و حقوق برابر شهروندان دقیقتر بررسی شود. ظرفیت عدم تحمیل عقیده در اندیشه او مهم است، اما امروز باید این اصل در قالب حقوق روشن شهروندی، آزادی وجدان و عقیده و حقوق اقلیتها صورتبندی نهادی پیدا کند.
سوم، باید درباره حدود آزادی و امنیت، معیارهای حقوقی دقیقتری ارائه شود: چه نهادی حق محدودکردن آزادی را دارد؟ بر اساس چه قانونی؟ با چه میزانی از ضرورت و تناسب؟ با چه نظارتی؟ و شهروند چگونه میتواند نسبت به تصمیم قدرت اعتراض کند؟ این پرسشها در آثار طالقانی به شکل یک نظریه حقوق عمومی مدرن حل نشدهاند و نیازمند تکمیل نظریهپردازی در روزگار ما هستند.
چهارم، باید بخشهای دشوار تاریخ مبارزاتی طالقانی را نیز صادقانه بررسی کرد. او در مبارزه با رژیم پهلوی با جریانهای مبارز و در مواردی با نیروهای مسلح ارتباط داشت. این واقعیت تاریخی را نه باید حذف کرد و نه باید بدون توجه به شرایط آن دوره، به نسخهای برای سیاست امروز تبدیل کرد.
بازخوانی علمی طالقانی مستلزم آن است که هم ظرفیتهای او را ببینیم و هم محدودیتهای تاریخی اندیشه و تجربه او را بپذیریم.
جمعبندی
6-اندیشه ما: اگر بخواهیم حاصل این گفتوگو را در یک جمعبندی کوتاه بیان کنیم، نسبت آزادی و امنیت در اندیشه طالقانی چگونه قابل صورتبندی است؟
دکتر رضا عیسینیا : به گمان من، مهمترین نکته این است که در خوانش طالقانی، مسئله اصلی انتخاب میان آزادی و امنیت نیست؛ بلکه انتخاب میان دو نوع آزادی و دو نوع امنیت است.
یک نوع امنیت بر ترس، کنترل، تمرکز قدرت و خاموشکردن جامعه استوار است. چنین امنیتی ممکن است در کوتاهمدت نظم ایجاد کند، اما اگر اعتماد عمومی و عدالت را از میان ببرد، در بلندمدت شکننده میشود. نوع دیگری از امنیت بر اعتماد، قانون، عدالت، مشارکت و احساس تعلق مردم به سرنوشت جامعه استوار است.
همینطور آزادی نیز میتواند دو صورت داشته باشد. آزادیِ جدا از مسئولیت ممکن است به تضییع حقوق دیگران منجر شود؛ اما آزادی مورد نظر طالقانی، آزادیای است که با کرامت، عدالت، عقلانیت و مسئولیت اجتماعی همراه است.
بنابراین میتوان رابطه آزادی و امنیت را یک رابطه متقابل دانست:
آزادی مسئولانه، اعتماد ایجاد میکند؛ اعتماد، مشارکت را افزایش میدهد؛ مشارکت، مسئولیت اجتماعی را تقویت میکند؛ و مسئولیت اجتماعی، امکان شکلگیری امنیت پایدار را بیشتر میکند.
در مقابل:
سرکوب آزادی، اعتماد را کاهش میدهد؛ کاهش اعتماد، مشارکت را فرسوده میکند؛ فرسایش مشارکت، شکاف اجتماعی را افزایش میدهد؛ و قدرت برای حفظ نظم، بیش از پیش به کنترل متوسل میشود.
شاید اینجا بتوان به یکی از مهمترین پرسشهای جامعه امروز ایران رسید:
امنیت برای مردم است یا مردم برای امنیت؟
در نگاه طالقانی، اگر امنیت از هدف اصلی خود ــ یعنی حفظ انسان، عدالت و امکان زندگی شرافتمندانه ــ جدا شود، ممکن است به ابزاری برای حفظ قدرت تبدیل شود.
از سوی دیگر، اگر آزادی از مسئولیت اجتماعی جدا شود، ممکن است به بیتفاوتی نسبت به حقوق دیگران و فرسایش نظم عمومی بینجامد. بنابراین راه حل، حذف یکی به سود دیگری نیست.
راه حل، ساختن نسبتی اخلاقی، حقوقی و سیاسی میان آزادی، عدالت، مشارکت و امنیت است. در این منظومه، سه واژه اهمیت ویژه پیدا میکنند:
کرامت، مشارکت و عدالت.
کرامت، نقطه آغاز آزادی است؛
مشارکت، آزادی را به مسئولیت اجتماعی تبدیل میکند؛
و عدالت، هم آزادی و هم امنیت را از تبدیلشدن به امتیاز گروهی خاص بازمیدارد.
شاید به همین دلیل است که بازخوانی طالقانی برای امروز بیش از آنکه به معنای بازگشت به گذشته باشد، دعوت به گفتوگویی دوباره درباره نسبت مردم و قدرت است.
جامعهای که مردم را از مشارکت محروم کند، ممکن است مدتی آرام بماند؛ اما جامعهای که مردم را در سرنوشت خویش شریک کند، امکان بیشتری برای ساختن امنیتی دارد که نه بر ترس، بلکه بر اعتماد استوار باشد.
و شاید بتوان پیام نهایی این گفتوگو را چنین صورتبندی کرد:
آزادی رقیب امنیت نیست؛ آزادیِ مسئولانه یکی از سرچشمههای امنیت پایدار است.
و امنیت نیز زمانی ارزش انسانی خود را حفظ میکند که برای انسان باشد، نه به بهای از دست رفتن انسان.
این شاید یکی از مهمترین ظرفیتهای اندیشه طالقانی برای گفتوگوی امروز جامعه ایران باشد: نه آزادی بدون مسئولیت، نه امنیت بدون حقوق؛ بلکه آزادی، عدالت و امنیت در خدمت کرامت انسان.
