4
نشست علمی سفر ترامپ به عربستان و پیامدهای منطقه ای آن برگزار شد نشست علمی سفر ترامپ به عربستان و پیامدهای منطقه ای آن در سوم خرداد 96 توسط گروه علوم سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی برگزار شد.
این جلسه با سخنرانی دکتر ماشاالله حیدرپور و دکتر سام مهدی ترابی و با دبیری دکتر علیرضا زهیری برگزار گردید. در ابتدای این جلسه دکتر زهیری با اشاره به اهمیت سفر ترامپ، رئیس جمهور آمریکا آن را شروع حرکت ها و تحولات جدیدی دانست که موجب تغییراتی در منطقه خواهد شد.
در ادامه دکتر سام مهدی ترابی گفت: برای درک مناسبات میان آمریکا و عربستان می بایست به ماهیت و عقبه استراتژیک این مناسبات اشاره کرد. برای این کار باید در چارچوب مطالعات استراتژیک و میتنی بر تبار شکل گیری عربستان و چگونگی نقش آمریکا در شکل گیری این کشور حرکت کرد. بیش از هشتاد سال پیش و همزمان با کشف نفت در عربستان توسط شرکت های آمریکایی شرایط جدیدی در منطقه پدید آمد.
وی افزود: در همین زمان یعنی ابتدای دهه 30 میلادی تاسیس عربستان جدید با منافع آمریکایی ها همزمان شد. علاوه بر آن منافع حاصل از اکتشافات نفت در منطقه شرق عربستان یعنی جایی که شیعیان در آن سکونت دارند، مولفه دیگری را در راهبردهای آمریکایی پدید آورد. ترس آمریکایی ها از اینکه شیعیان در این مناطق و حتی مناطق دیگری مثل بحرین و عراق به سوی رفتار ستیزه جویانه با آمریکایی ها سوق پیدا کند موجب شد تا حساسیت آنان نسبت به رفتار شیعیان برانگیخته شده و به موضوعی راهبردی در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شود.
دکتر ترابی ادامه داد: با توجه به چنین راهبردی، می توان اذعان نمود که یکی از پیامدهای این سفر موضوع کنترل ایران و اقداماتش در کشورهای شیعه مانند عراق، یمن و سوریه است و از آنجا که اساسا اختلافات مذهبی ایران و عربستان، هیچ گاه قابل حل نمی باشد، ستیز میان این دو می تواند در آینده نزدیک به یک رویارویی بیانجامد.
 
دکتر ماشااله حیدر پور مهمان دیگر این نشست گفت: بمنظور شناخت رویکرد، راهبرد، خط مشی، اهداف و پیامدهای سفر  اخیر ترامپ به عربستان لازم است محیط تصمیم گیری در سیاست خارجی امریکا مورد مداقه و توجه قرار گیرد. تصمیم گیری در سیاست خارجی امریکا از دیر باز  نه بر مبنای "ساختارمحوری" مطلق و نه " کارگزار محوری" تام صورت می پذیرد بلکه بر اساس یک حد میانی "تدوین استراتژی توسط ساختار" و "ترسیم تاکتیک ها توسط کارگزار" انجام می پذیرد ، که می توان آن را بر مبنای مدل ساخت یابی گیدنز تبین نمود یعنی در حقیقت مدل تصمیم گیری بر مبنای "حاکمیت ساختار در تدوین استراتژی و نقش آفرینی کارگزار در تعیین تاکتیک ها "استوار است.
وی ادامه داد: بدون شک این چارجوب در دوران ترامپ در تعیین راهبردها و خط مشی ها نیز استمرار خواهد داشت. بنابراین در این دوران نیز تعیین استراتژی های  کلان در سیاست خارجی امریکا همچنان بر عهده ساختار و نهادهای مهم بر مبنای رویکرد واقعگرایانه بمنظور تامین منافع آمریکا قرار خواهد داشت، اما کارگزاران کنونی حاکم در کاخ سفید در انتخاب تعیین  تاکتیک ها  بر اساس ویژگی های شخصیتی و ابتکارات فردی برای تحقق اهداف این استراتژی دارای آزادی عمل خواهند بود .
دکتر حیدرپور گفت: حال با توجه به مدل تاثیر و تاثر متقابل ساختار بر کارگزار و بالعکس میتوان اهداف سیاست خارجی امریکا در دوران ترامپ در منطقه خاورمیانه با توجه به "ثبات ساختاری استراتژیک" و همچنین "تفاوت های تاکتیکی" نخبگان کارگزار دوران ترامپ که مبتنی بر "واقعگرایی تهاجمی در قالب احاله مسئولیت به متحدان منطقه ای "قابل تبین است در چارچوب سفر ترامپ به ریاض  را این گونه بر شمرد :
1.حفظ جایگاه و تقویت اعتبار هژمونی از دست رفته  امریکا در منطقه خاورمیانه .
2.تقویت مدیریت و نقش آفرینی آمریکا در تحولات منطقه .
3. ائتلاف سازی امنیتی در قالب  احاله و واگذاری مسئولیت به متحدان منطقه ای بدون پرداخت مستقیم هزینه های این ائتلاف .
4. جلوگیری از افزایش نفوذ رقباء بین المللی نظیر روسیه و چین در خاورمیانه .
5 . مهار ، بازدارندگی و فشار بر  بازیگران منطقه ای رقیب نظیر ایران .
6.کسب منافع اقتصادی ملی در قالب عقد قراردادهای فروش تسلیحاتی، سرمایه گذاری و پرداخت هزینه های لجستیکی و تدارکاتی نیروهای امریکایی مستقر در منطقه .
متاسفانه تحقق این اهداف می تواند بر مبنای مولفه های بیرونی نظیر خواست آمریکا و  با توجه به مولفه های درونی منطقه خاورمیانه نظیر رقابت، بی اعتمادی، خصومت میان کشورهای منطقه و تمایل کشورهای عرب و در راس آنها عربستان تسهیل گردد. که در صورت "امکان تحقق" بر اساس شرایط محیطی "می تواند "پیامدهای نامطلوبی برای منطقه در بر داشته باشد که پیش از بر شمردن این پیامدها لازم است یادآوری شود. علت قرار گرفتن الفاظ "امکان تحقق" و "می تواند" در داخل گیومه بسته به اهمیت نقشی است که بازیگران منطقه ای اعم از موافقان و مخالفان سیاست های آمریکا می     توانند بعنوان بازیگر فعال در تحقق این پیامدها داشته باشند که در انتهای این متن  بر این اساس راهکارهای مقابله با عدم امکان این پیامدها مطرح خواهد گردید .
بر این اساس پیامدهای احتمالی این سفر که "میتواند "در صورت همراهی بازیگران  منطقه ای محقق شود عبارت است از
1.گسترش فضای امنیتی و رقابت تسلیحاتی دز خاورمیانه با توجه به قرارداد های فروش تسلیحاتی که در این مرحله فقط با عربستان  تا 110میلیارد دلاز منعقد گردیده و میتواند در یک دوره  ده ساله تا 300میلیارد دلار افزایش یابد .
2. احاله مسوولیت به بازیگران منطقه ای  از طریق ائتلاف سازی های مدنظر آمریکا .
3. ایجاد قطب بندی های متخاصم امنیتی در منطقه بدلیل ائتلاف سازی ها رقیب .
4.گسترش تنش، بحران سازی و مخاطرات امنیتی ناشی از ائتلاف سازی ها و قطب بندی های امنیتی در متطقه .
5.کاهش امکان گفتگو و   فضای حل مسالمت امیز اختلافات بدلیل گسترش تنش و تشدید بحران های میان بازیگران .
6.تلاش برای تقویت نقش عربستان در میان بازیگران عرب و منطقه ای .
7.تلاش برای ایجاد فشار و محدودیت بیشتر بر ایران
8. ایجاد فضای تشدید تعارضات مذهبی ، قومی و ملی بر اساس گسترش تفکرات و اعمال رفتارهای افراطی .
9.تعریف مبارزه با گروه های افراطی و تروریستی بر مبنای اهداف دلبخواهانه .
10.تشدید وابستگی های اقتصادی منطقه به امریکا، در این سفر فقط  بالغ بر 480 میلیارد دلار قرارداد بالفعل و بالقوه فقط میان آمریکا و عربستان منعقد گردید .  .
دکتر حیدرپور سخن خود را این گونه پایان برد: همانگونه که پیشتر اعلام شد این پیامدها در فضای بی اعتمادی و تشدید تعارض میان بازیگران امکان تحقق بیشتری را میتوانند ، داشته باشند و در حالت عکس آن یعتی امتناع از  رفتار تقابل آمیز بازیگران  و اتخاذ یک رویکرد" تعامل آمیز"مبتنی بر همکاری ، میانجی گری و گفتگو حتی  از سوی بازیگران رقیب و مخالف این پیامدها بی شک تحقق این پیامدهای منفی  را با موانع جدی مواجه می نماید و زمینه خلق فرصت هایی برای تغییر محیط بی اعتمادی را  محقق می سازد . بنابراین از طریق  صبر ،خویشتن داری و پرهیز از تنش و عدم اتخاذ سیاست های واکنشی و در پیش گرفتن یک رویکردی مبتنی بر دیپلماسی فعال رسمی و عمومی و خلق ابتکارات عقلایی  دیپلماتیک سنجیده بمنظور یک موازنه سازی متعامل چندجانبه سازنده میتوان این پیامدهای تهدید آمیز را از طریق" نفی یک راهبرد امنیتی تقابل محور " به فرصتی برای "اتخاذ یک راهبرد امنیتی تعامل محور "که منافع تمامی بازیگران منطقه ای را تامین کند ، تبدیل نمود .
 
 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 578
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

پژوهشكده علوم و انديشه سياسي
مجری سایت : شرکت سیگما