غغغ
به همت گروه علوم سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی؛ کرسی صورت‌بندی هویت و قدرت در خاورمیانه برگزار شد کرسی ترویجی صورت‌بندی هویت و قدرت در خاورمیانه، ارائه دهنده آقای دکتر محمود یزدان‌فام، ناقد دکتر مقصود رنجبر و دبیر علمی دکتر علیرضا زهیری روز پنج شنبه مورخ 16/10/95 در سالن طبرسی دفتر تبلیغات اسلامی با همکاری گروه علوم سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی و اداره همکاری­ های علمی و پژوهشی برگزار شد.

دکتر یزدان فام با اشاره به تحولات سیاسی سال 2011 به بعد در نظام بین الملل و به خصوص در خاورمیانه گفت:
در سال 2011، تحولات سیاسی در خاورمیانه، به ویژه در جهان عرب چشم‌گیر بود. در برخی از این کشورها، اعتراضات سیاسی به نتیجه رسیده و موجب سرنگونی دولت‌ها شده است، در برخی از کشورها همچنان ادامه دارد و احتمال می‌رود به برخی کشورهای دیگر هم سرایت کند.

کنش‌گران ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی هر کدام به نوعی از این تحولات متأثر شده و می‌کوشند با اتخاد سیاست‌ها و انجام اقداماتی، بر روند تحولات تأثیر بگذارند و آنها را به سمت و سویی سوق دهند که آسیب کمتری ببینند و دستاورد فزون‌تری داشته باشند.

پرسش اساسی این است که این تحولات چه تأثیری بر دولت‌ها، توزیع قدرت و صورت‌بندی هویت در خاورمیانه گذاشته است؟ اکنون چه گفتمان‌هایی در خاورمیانه جریان دارد و موجب شکل‌گیری چه نوع صورت‌بندی هویتی و قدرتی در خاورمیانه شده است؟

وی سپس با نقد رویکردهای رئالیستی افزود: در این رویکرد دولت‌ها مهم‌ترین بازیگران نظام بین‌‌المللی به شمار می‌آیند. قدرت مهم‌ترین و مفید‌ترین چهارچوب نظری برای تحلیل رفتار دولت‌ها در عرصه داخلی و بین‌‌المللی است.

تأمین امنیت اصلی‌ترین هدف و کارکرد دولت‌ها است که با توسل به قدرت و دیپلماسی قابل حصول است. اما واقع‌گرایی به تنهایی توان تحلیل تحولات و روندهای موجود در خاورمیانه را ندارد و نمی‌تواند توصیف دقیقی از چرایی رفتار کنش‌گران به ویژه شکل‌گیری پیوندها و دوستی‌ها، گسست‌ها و خصومت‌ها، منازعات و ائتلاف‌ها ارائه دهد.

یزدان فام در ادامه گفت: در نگاه نو واقع‌گرایی نیز این ویژگی‌ها موجب شکل‌گیری نظام آنارشی در عرصه بین‌المللی، اتکای دولت‌ها به خود و در نتیجه بروز معمای امنیت در جهان شده است. دیپلماسی، موازنه قدرت، رقابت تسلیحاتی، مانورهای نظامی، جنگ و منازعه ابزارهای دولت‌ها در عرصه بین‌المللی به شمار می‌آید.

به موازات افول هژمونی معرفتی واقع‌گرایی و نوواقع‌گرایی در دهه 1980 در روابط بین‌الملل، سازه‌انگاری مطرح و به عنوان یکی از نظریه‌های مهم روابط بین‌‌الملل بروز کرد. هویت، بحث محوری این نظریه است.

بی­گمان توضیح روندهای موجود در خاورمیانه نیز در سپهر درک هویت­ها امکان­پذیر است.­ بر اساس این نظریه دولت‌ها تنها بازیگران نظام بین‌المللی به شمار نمی‌آیند و رفتار کنش‌گران بین‌المللی هم بیش از این که بر پایه قدرت تنظیم شود در چهارچوب برداشت آنها از خود و دیگران معنا یافته و به گرایش‌ها، سیاست‌ها و رفتار آنها در جامعه بین‌المللی شکل می‌دهد.

در چنین نگاه و نگرشی اهداف و منافع دولت‌ها نه بر پایه قدرت و امنیت، بلکه بر پایه برداشت آنها از خود و دگر، تفاوت‌ها و تمایزها، و هویت‌ها و فرهنگ‌ها شکل گرفته و به صورت‌بندی مناسبات آنها با بازیگران دیگر جامعه بین‌المللی می‌انجامد. تحلیل گفتمانی به عنوان چهارچوبی نظری می‌تواند حلقه واسطی بین برداشت رئالیسم غالب در خاورمیانه میان دولت‌ها و چگونگی شکل‌گیری هویت‌ها و صورت‌بندی آن در این منطقه از جهان باشد.

دکتر یزدان فام معتقد ادامه داد: جهان عرب برای رسیدن به جامعه‌‌ای آباد و پیشرفته، با مسایل و چالش‌های بنیادی متعددی روبروست و هر یک از جریانات فکری و سیاسی، ناگزیر به تأمل و تفکر در مورد آنها و ارائه راه‌های مناسب در این زمینه هستند. قدرت و هویت در جهان عرب، در تعامل کنش‌گران با این مسایل و چالش‌ها شکل گرفته، متحول شده و قوام می‌یابند.

این مسایل و چالش‌ها را می‌‌توان به چهار دسته عقب‌ماندگی و بحران توسعه، نظام سیاسی و بحران دولت‌سازی، مداخله خارجی و بحران رقابت‌های فرامنطقه‌ای، منازعه اعراب و اسرائیل تقسیم کرد. اما در پاسخ به این مسایل و معضلات سیاسی - اجتماعی جهان عرب، در یک قرن اخیر چهار گفتمان عمده سیاسی شکل گرفته است: ناسیونالیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم و اسلام سیاسی.

این گفتمان‌ها در قالب ملی‌گرایی عربی، سوسیالیسم و بعثی‌گرایی، لیبرالیسم و دموکراسی‌خواهی، اسلام‌گرایی ظهور یافته‌ و به قدرت رسیده‌اند، اما به نظر می‌رسد که همه این گفتمان‌هایی که حکومت را در اختیار گرفته‌اند، در مواجهه با مسایل و چالش‌های جهان عرب موفقیت چندانی به دست نیاورده‌اند.

در درون هر کدام از این گفتمان‌ها، خرده‌گفتمان‌هایی نیز شکل گرفته و گاهی عامل تضعیف و تحلیل گفتمان اصلی شده است. این گفتمان‌ها در جهان عرب به پیوندها و گسست‌ها، دوستی‌ها و دشمنی‌ها معنا بخشیده و به مناسبات قدرت در جهان عرب شکل می‌دهند. تقابل گفتمان‌ها در جهان عرب بیشتر به صورت گفتمان اقتدارگرایی و دموکراسی‌خواهی؛ ملی‌گرایی، عرب‌گرایی و بین‌الملل‌گرایی؛ اسلام سنتی و اسلام سیاسی و اسلام‌گرایی و لیبرالیسم تبلور یافته و می‌کوشند به گفتمان مسلط در جهان عرب تبدیل شوند.

تحولات بهار عربی یا بیداری اسلامی نمادی از تقابل گفتمان‌های مختلف در جهان عرب است که از 6 سال پیش شروع شده و همچنان تأثیرات خودش را بر صورت‌بندی هویت و قدرت در جهان عرب دارد. این تحولات به رغم همه شکست‌ها و عقب‌نشینی‌ها در شکل دادن به روندهای بعدی جهان عرب تأثیر دارند.

 مشکلات و چالش‌های جهان عرب همچنان پابرجا است و هیچکدام از گفتان‌ها نتوانسته‌اند با رسیدن به قدرت این چالش‌ها را برطرف نمایند، اما این تحولات خطوط پیوند و گسست میان کشورها و کنش‌گران منطقه را در مواردی تغییر داده و در مواردی پررنگ کرده است. دولت‌ها بر اساس گفتمان‌های مسلط در کشور خود به تعبیر و تفسیر موقعیت، قدرت سیاست و رفتار کنش‌گران در منطقه پرداخته و نسبت خود را با آن تعریف و بازتعریف می‌نمایند.  
 

نتیجه بررسی‌های صورت‏گرفته در خصوص تأثیر تحولات عربی بر هویت و قدرت در جهان عرب، نشان می‏دهد که در کوتاه‏مدت، در این جوامع، گفتمانی می‌تواند در حوزه سیاسی موقعیت هژمون بیابد که بتواند مفصل‌بندی متقاعدکننده‌ای از ضدیت با فساد و خودکامگی، برنامه‌ای برای توسعه و پیشرفت کشور، نشانه‌های توان‌مندی در رعایت اصول‌ و ارزش‌های اسلامی و جهانی ارائه نماید. قرائتی از ارزش‌های جهانی و اسلامی که نه تنها با هم‌ سازگار باشند، بلکه بتوانند اطمینان بیشتری در مورد نگرش‌ها، سیاست‌ها و رفتار خود به کنش‌گران در عرص سیاسی داخلی، منطقه‌ای و بین‌‌المللی ارائه دهند.

تحولات جهان عرب در عرصه اجتماعی و گفتمانی، تحول در جایگاه حاملان و حامیان گفتمان‌ها را نیز به دنبال دارد. به نظر می‌رسد در صورت‌بند‌ی گفتمانی جدید در منطقه، برخی کشورها و بازیگران موقعیت ممتازی به دست آورده و برخی، موقعیت‌شان تضعیف شده است. از منظر گفتمانی، در نتیجه تحولات بهار عربی، گفتمان اقتدارگرایی مدرن موقعیت مسلط خود را از دست داد، اما تداوم بحران و بی‌ثباتی بار دیگر موجب احیا و بازسازی این گفتمان در برخی از کشورها شده است.

گفتمان اسلام‌گرایی محافظه‌کار مدنی در این کشورها موقعیت بسیار مناسب‌تری را یافته و اسلام‌گرایان تندرو، از فشار حکومت‌های اقتدارگرا رها شده‌‌‌اند و امید آنها در دست‌یابی به قدرت به شدت افزایش یافته است. با وجود این، انقلاب‏های عربی نه بر پایه گفتمان ضدیت با هنجارهای مدرن بین‌المللی و نه بر پایه تأکید بر گفتمان بومی‌گرایی و انزواگزینی از جامعه بین‌المللی شکل گرفته است.

در کوتاه‌ و میان‌مدت، دست کم در دو کشور مصر و تونس، گفتمانی موقعیت مسلط می‌یابد که ضمن احترام‏گذاشتن به ارزش‌ها اسلامی، توجه جدی به ارزش‌های مدرن دارد. این گفتمان، برای افزایش کارآمدی خود و غلبه بر مسئله اصلی جهان عرب که توسعه‏نیافتگی است، به برقراری مناسبات مفید با جامعه بین‌المللی نیازمند است.

 در ادامه دکتر مقصود رنجبر به عنوان ناقد به اهمیت هویت اشاره کرد و بیان داشت: توسعه نیافتگی و عقب­ماندگی علت اصلی مشکلات و چالش­های خاورمیانه نمی­باشد؛ چراکه در بسیاری از مناطق از جمله آمریکای لاتین چنین وضعیتی حکمفرماست، اما تجربه چالش­های خاورمیانه در آنها رخ نداده است.

بلکه مهم­ترین عامل را در هویت­گرایی باید جست­وجو کرد. زمانی که جوامع خاورمیانه­ای پاسخ مسائل خود را در هویت­گرایی یافتند گفتمان­های متعدد و متعارضی شکل گرفت و مسائل و چالش­ها تشدید و پیچیده شد و دامنه بحران عمیق­تر شد. از نظر ایشان عبور از هویت­گرایی امکان ائتلاف­ها و حل چالش­ها را فراهم می­سازد.
 
منبع: پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی
هویت + خاورمیانه + یزدان فام + زهیری + 2011
 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 621
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

پژوهشكده علوم و انديشه سياسي
مجری سایت : شرکت سیگما