تأملات فلسفه سياسى در ايران معاصر
جامعه فكرى ايران معاصر، در درون ساحت انديشه و نظام گفتارى خود با مفاهيم و مؤلفه ‏هايى، همچون: آزادى، قانون، برابرى و ... مواجه شده كه خاستگاه آنها، تجدد و تمدن غربى بوده است. در اين ورود برخی بدون توجه به منشأ و مبانى مفاهيم مذكور، آنها را مورد مطالبه خود قرار داده و انتظار دارند كه جامعه فكرى ايران نيز آنها را در همان معناهايى كه در غرب جديد استعمال شده، به‏كار گيرند و نظام سياسى براساس اقتضائات آنها تغيير و تحول پذيرد. دسته ديگر پس از آنكه جامعه فكرى ايرانِ معاصر با آن مفاهيم مواجه گرديده و خواستار آنان شده است، درصدد بر مى‏آيند تا با حفظ مبانىِ خود، آنها را بومى ساخته و از درون مبانى خود، لزوم و نياز به آنها را تحصيل نمايند تا از آنها معانى اراده شود كه با مبانى آنان سازگار باشد ياآن مبانى، آنها را اقتضا كند.
نزد دسته ‏اى ديگر، از آنجا كه كاربرد اين مفاهيم به هيچ‏وجه با مبانى سنتى و دينى جامعه ما سازگار نيست، بايد از اشاعه و ترويج آنها جلوگيرى نمود وگرنه موجب فساد دين و فرهنگ بومى مى‏شود. پيدايش چنين واكنش‏هايى جامعه فكرى ايران معاصر را به‌نوعی آشفتگی مفهومی دچار كرد و با دغدغه‏ها و پرسش‏هاى اساسى درباره مفاهيم طرح شده روبه‏رو نمود. در عين حال، در اين مواجهه پاسخ و درك واحدى از اين مفاهيم حاصل نشده است. پرسش اساسى اين پژوهش آن است كه چرا تأملاتى كه در مواجهه با اين مفاهيم صورت گرفت، نتوانست جامعه فكرىِ ايران را به سوى يك انسجام مفهومى سوق دهد تا در هنگام استعمال و مطالبه آنها، فهم مشتركى از آنها حاصل و معانى واحدى اراده شود، بلكه برعكس، از آنها معناهايى اراده می‌شود كه در تعارض و تضاد با هم مى‏باشند.
پرسش پيش روى اين پژوهش آن است كه" چرا تأملات فلسفه سياسى در ايران معاصر از انسجام برخوردارنبوده و دچار آشفتگى مفهومى شده است؟"
پاسخ اجمالى كه به‏ مثابه فرضيه محسوب مى ‏شود آن است كه تأملات فلسفه سياسىِ صورت گرفته به‏دليل وجود تعارضات مبنايى و اختلاف در درك و فهم چيستى و منشاء آنها خصوصاً از انقلاب مشروطه تا پهلوی دوم و تا قبل از ورود فیلسوفان و متفکران اسلامی به مواجهه با مفاهیم جدید، آشفتگى ‏هاى معنايى در چيستى و ماهيت آنها در درك معاصرين و متأملين اين دوره پديد آورد. البته در مقطع پهلوی دوم و با ورود فیلسوفان اسلامی به چالش‌های پیش آمده، آشفتگی‌های مذکور میان آنان وجود ندارد و آنان آگاهانه به مواجهه با مفاهیم جدید برمی‌آیند و زمینه‌های تحول بزرگی را به نام «انقلاب اسلامی» پدید می‌آورند اما فضای فکری و فرهنگی و سیاسی اجتماعی همچنان در آشفتگی به سر می‌برد.
توضیح اینکه دوره ایران معاصر دوره به چالش کشیده شدن بنیان های اعتقادی و فلسفی اسلامی است که زمینه‌های نظری آن از سوی افکار و عقاید مارکسیستی و لیبرالیستی و ناسیونالیستی عصر مدرن وارد فضای فکری و سیاسی اجتماعی این دوره از تاریخ ایران می شود. ورود امواج انقلاب فرانسه و اندیشه های تجدد خواهانه لیبرالی غرب از سویی و افکار چپ سوسیالیستی و مارکسیستی از سوی دیگر موجب پیدایش افکار و تاملات  فکری مختلف و گاه متضاد در درون جامعۀ ایران این دوره می‌شود و فهم تأملات فلسفی سیاسی در ایران معاصر را متوقف بر درک و فهم تحولاتی می‌کند که در غرب جدید و مدرن و متاثر از آن در ایران معاصر رخ داده و زمینه‌های نظریِ تأملات فلسفی سیاسی در ایران معاصر را فراهم می‌سازند.
منبع: پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی
 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 374
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

پژوهشكده علوم و انديشه سياسي
مجری سایت : شرکت سیگما