3182
گزارش سلسله پیش نشست‏‌های همایش حوزه انقلابی؛ مشروح مناظره علمی حجج اسلام آقایان خسروپناه و قاضی زاده درباره‌ی حوزه‌ی انقلابی اولین نشست از سلسله‌ نشست های همایش حوزه انقلابی با عنوان «حوزه انقلابی و کنشگری سیاسی روحانیت» در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار گردید. در این مناظره علمی که با حضور اساتید و فضلای حوزوی و دانشگاهی برگزار گردید، حجج اسلام آقایان عبدالحسین خسروپناه و کاظم قاضی‌زاده به مناظره و ارائه بحث پرداختند. دکتر عبدالوهاب فراتی نیز دبیر علمی مناظره بود.


.
در ابتدا دکتر فراتی دبیر علمی جلسه را آغاز و طرح بحث نمود. وی گفت: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی همایش حوزه انقلابی را در سال ۹۶ برگزار خواهد نمود؛ ولی چون ادبیات آن به ایضاح روشنی نرسیده و دچار یک هاله‌ای از ابهام در تبیین موضوع است، پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی تصمیم به برگزاری سلسله نشست‌هایی در این‌باره گرفته است.
وی افزود: واژه انقلابی در ادبیات نهضت مشروطه سابقه روشنی ندارد و حتی با یک نگرش منفی به این واژه نگاه می‌شده است. اما پس از سال‌های مشروطه که جریان‌های برانداز و مخالف نظم سیاسی ظهور کردند؛ این ادبیات وارد فضای انقلابی در ایران شد و نیروهای مذهبی به تدریج از آن استفاده کردند. ظاهراً قبل از انقلاب، نیروها به دو دسته تقسیم می‌شدند: انقلابی و غیر انقلابی. به بیانی نیروهای منتقد وضع موجود که دنبال راهکار برای رسیدن به وضع مطلوب بودند و نیروهای طرفدار وضع موجود. پس از انقلاب، این واژه کاملاً دگرگون شد و شرایط متفاوتی را داریم؛ تعاریف از این واژه و مرزبندی‌ها، ابهاماتی را ایجاد کرده است.
مفروض ما در این بحث این است که حوزه انقلابی وضعیت مطلوبی است که می‌خواهیم به آن برسیم. برای رسیدن به آن وضعیت مطلوب گفت‌وگوی ما در سه قسمت دنبال می شود:
تحلیل روشنی از آن‌چه در حوزه کنونی هست ارائه و به این پرسش پاسخ دهیم که آیا وضعیت کنونی حوزه، انقلابی است یا خیر؟ یا بخشی انقلابی است و بخشی غیرانقلابی؟ و بر اساس چه استدلالی؟
اساتید چه پیشنهاد روشنی برای رسیدن به حوزه انقلابی دارند؟
اساتید چه راهبرد و راهکاری برای رسیدن از وضعیت کنونی به وضعیت مطلوب دارند؟
اگر پاسخ این سه روشن نشود، علاوه بر این‌که وضعیت حوزه انقلابی در ابهام باقی می‌ماند، پیامدهای خطرناکی نیز خواهد داشت.
در ادامه حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی‌زاده بحث خود را در مفهوم انقلاب شروع کرد. وی گفت: برای پاسخ به سؤال اول باید در ابتدا ببینیم مفهوم انقلاب چیست و آغاز شکل‌گیری این واژه در نظام اسلامی چگونه بوده است؟
ما واژه انقلاب را در متون فصیح اسلامی به‌ویژه قرآن، بدین شکل و معنا هرگز نداشتیم. شاید بیشترین استعمال آن در فقه در باب مطهرات است؛ گاه در برخی روایات نیز دیده شده است.
با توجه به خصوصیاتی که از حوزه به عنوان مرکزی فکری و آموزشی که رهبری دینی و معنوی جامعه را عهده‌دار است، شاید بتوان از واژگان دیگری نیز در کنار این واژه یاد کرد که حوزه را با آن‌ها متصف کنیم؛ مانند حوزه تحول‌خواه؛ حوزه مصلح، حوزه تلاش‌گر، حوزه مدافع دین؛ حوزه اهل معنویت؛ حوزه اخلاق و که البته بحث درباره‌ی هر کدام می‌تواند زمینه‌ای برای جلساتی باشد.
*بنده سه برداشت را در باب واژه انقلابی طرح می‌کنم:
انقلابی بودن در روش و کنش
گاهی اوقات، مراد از واژه انقلابی، انقلابی بودن در روش، تاکتیک‌ها و کنش‌های اجتماعی است. در این معنا، انقلابی به کسی گفته می‌شود که با روش‌های قهرآمیز، احساسی، چکشی و خلاف قانون به دنبال رسیدن به اهداف خود است که از آن به تندروی نیز تعبیر می‌شود؛ مانند حرکت‌های ایذائی که در دوران انقلاب صورت می‌گرفت، ترورهای قبل از انقلاب (مثل ترورهای فدائیان اسلام)، حمله به سینماها، آتش زدن و که تحت نام حرکت‌های انقلابی انجام می‌گرفت. پس از انقلاب نیز این حرکات را داشتیم؛ مثل کار دانشجویان خط امام در اشغال سفارت آمریکا که به‌لحاظ روشی حرکتی انقلابی بدون توجه به قانون بود؛ یا حمله به سفارت انگلیس و سفارت عربستان و . خوب این یک معنا از انقلابی است. حال آیا مراد از حوزه انقلابی این است؟ اگر این حرکت تا قبل از انقلاب و در میان کسانی که در حاکمیت نبودند ـ و از راه‌های قانونی دستشان به جایی بند نبود ـ قابل توجیه بود (که البته همان نیز مورد تأیید برخی بزرگان نبود)، در کشوری که حاکمیت دارد و مورد قبول مردم است، معنا ندارد؛ مثل این که برخی بگویند ما انقلابی هستیم و خودمان برای خودمان روش داریم و مثلاً به خانه یک مرجع حمله می‌کنند، که چون نظرش با ما هماهنگ نیست و
این برداشت از انقلابی‌بودن، مورد نظر طرح‌کنندگان این واژه از جمله رهبری انقلاب نیست. ایشان در این اواخر تعبیر آتش به اختیار را به کار بردند؛ اما توضیح دادند که مرادشان کارهای فرهنگی تمیزی است که قاعدتاً این نوع موارد را حتماً شامل نمی‌شود.
انقلابی بودن در هزینه دادن و هزینه کردن
در این احتمال، مراد از انقلابی این است که فرد انقلابی در مسیر هدف متعالی خودش هزینه می‌دهد و حاضر می‌شود از یک‌سری امکانات و بهره‌مندی‌هایی بگذرد و حتی حبس و شکنجه را می‌پذیرد. قبل از انقلاب، شاید بیش از نود درصد حوزه مخالف رژیم شاه بودند و واضح بود؛ اما خیلی از این نود درصد حاضر نبودند هزینه بدهند؛ حاضر به فریاد، شعار و منبر و نبودند. افرادی مثل مرحوم سعیدی‌ها، غفاری‌ها، بهشتی‌ها، هاشمی رفسنجانی، و خامنه‌ای کم بودند؛ کسانی که هزینه دادند و به این معنا انقلابی بودند. در حال حاضر موضع‌گیری های داخل و خارج از کشور متفاوت است. در داخل کشور، کسانی که حرکت‌های سریع انجام می‌دهند (مثلاً اشغال سفارت عربستان) چه هزینه‌ای می‌دهند؟ نهایتاً نوازش مختصری می‌شوند. این‌ها انقلابی نیستند؛ اقلیتی در کنار هستند.
انقلابی کسی است که به ارزش‌هایی که باعث انقلاب شد یا مورد تأکید خاص مؤسس انقلاب بود پایبند است. انقلابی از این نگاه یعنی اولاً از نظر روشی «بزن در رو» نباشد؛ چون کشور حاکمیت دارد؛ ثانیاً کسی که انقلابی است، نباید در خلوتگاهش بنشیند و تصمیم بگیرد به فلان‌جا حمله کند و به دیگران هزینه تحمیل کند.
از قضا کسانی در این معنا به آن‌ها انقلابی گفته می‌شود که امر به معروف و نهی از منکرشان در جامعه برایشان هزینه دارد؛ یعنی آسیب‌هایی که می‌بینند، در جایی است که می‌دانند هزینه دارد و هزینه‌اش را می‌دهند. مثلاً شخصی علیه یک مرجعی که همه علیه او صحبت می‌کنند، می‌نویسد؛ خوب این‌که هزینه‌ای ندارد؛ هزینه زمانی است که شما علیه مرجعی بنویسی که کسی بر علیه او صحبت نمی‌کند. این نسبت به داخل است. نسبت به سیاست‌ خارجی و موضع‌گیری‌های خارجی نیز افرادی هستند که چیزی می‌گویند یا کاری می‌کنند که موجب هزینه می‌شود؛ اما هزینه‌اش را خودشان نمی‌دهند؛ بلکه مردم باید بدهند. مثلاً فردی در نمازجمعه، مرگ رهبر کشور دیگری را می‌طلبد؛ خوب خود وی که هزینه نمی‌دهد؛ هفتصد هزار زائری که به عربستان می‌روند هزینه می‌دهند؛ حج و عمره تعطیل می‌شود و هزینه‌هایی این‌چنینی که برای مردم است. یا فردی که سفارت عربستان را اشغال کرد، هزینه بسیاری به کشور وارد کرد؛ اما خودش هزینه نداد؛ بلکه به قول وزیر اقتصاد، ۱۶۰ شرکت ما در کل کشورهای عربی تعطیل شد؛ گردشگری در مشهد تعطیل شد و نه‌تنها زائران شیعه عربستان بلکه کشورهای دیگر نیز جرأت نداشتند به کشور بیایند.
ما باید بین داخل و خارج فرق قائل شویم. الآن که کشور حاکمیت دارد، هیچ‌کس حق ندارد به اسم رضایت مردم هزینه‌ای را به گردن آن‌ها بیندازد. اگر خودش می‌تواند هزینه بدهد، انجام دهد. بنابراین در سطح کلان، این مفهوم نیز مدنظر نیست.
انقلابی بودن در پایبندی به ارزش‌های‌ انقلاب
احتمال سوم این است که انقلابی کسی است که به ارزش‌هایی که باعث انقلاب شد یا مورد تأکید خاص مؤسس انقلاب  بود پایبند است. انقلابی از این نگاه یعنی اولاً از نظر روشی «بزن در رو» نباشد؛ چون کشور حاکمیت دارد؛ ثانیاً کسی که انقلابی است، نباید در خلوتگاهش بنشیند و تصمیم بگیرد به فلان‌جا حمله کند و به دیگران هزینه تحمیل کند. به این معنا می‌شود گفت ما انقلابی هستیم و به ارزش‌ها‌یی که باعث انقلاب شد، پایبند هستیم. البته باید بین ارزش‌های انقلاب و موضع‌گیری‌هایی که احیاناً رهبران انقلاب و مسئولین عالی‌رتبه داشتند تفاوت قائل شد. موضع‌گیری ممکن است در یک شرایط و زمان خاص بوده باشد و لازم نیست همیشه ادامه داشته باشد. امام فرمود اگر از صدام بگذریم از آل سعود نمی‌گذریم؛ درحالی‌که دو سال بعدش به حج رفتیم و روابط‌مان خوب شد؛ حال آن‌که تا آخر رابطه ما با صدام خوب نشد. در حوزه سیاست داخلی و خارجی و در حوزه مسائل اجتماعی به‌ویژه مسائل حوزوی، ارزش‌های کلان باید مورد توجه باشد. از میان اصولی که جزو ارزش‌های اساسی انقلاب است بنده چند مورد انتخاب کردم که متأسفانه در آن‌هایی که به حوزه مربوط است، حوزه ما انقلابی نیست؛ یعنی کسانی که داد انقلابی‌بودن می‌زنند، طبق این شاخص‌ها، از ضد انقلاب‌ترین افراد هستند.
*بخشی از ارزش‌هایی که باعث انقلاب شد یا مورد تأکید خاص مؤسس انقلاب بود ـ و متأسفانه حوزه ما هرچه می‌گذرد در این زمینه رو به حضیض می‌رود ـ عبارتند از:
حفظ حرمت عالمان و مراجع تقلید
امام در آن سال‌های قبل از انقلاب، در بحبوبه مبارزات می‌فرماید: «من یک نصیحت می‌کنم به بچه‌های طلاب جوان که تازه آمده‌اند و حاد و تندند و آن این است که آقایان متوجه باشید اگر چنان‌چه کلمه‌ای اهانت بکند کسی به یک نفر از مراجع اسلام بین او و خدای تبارک و تعالی ولایت منقطع می‌شود. کوچک فرض می‌کنید‌! فحش‌دادن به مراجع بزرگ ما را کوچک فرض می‌کنید! من که این‌جا نشسته‌ام دست تمام مراجع را می‌بوسم؛ تمام مراجع این‌جا، نجف، سایر بلاد، مشهد، تهران، هرجا هستند دست همه علمای اسلام را من می‌بوسم. اهانت به آن‌ها اهانت به اسلام است». ‏[۱] ولی اکنون متأسفانه در حوزه ما، طلبه‌های جوان به راحتی مراجع را به دو بخش تقسیم کرده‌اند و به بخشی فحاشی می‌کنند و درب خانه او تجمع می‌کنند، در فضای مجازی علیه او می‌نویسند. یا مداحی که به راحتی علیه مراجع هتاکی می‌کند. حوزه زمانی انقلابی خواهد بود که به این موارد حساس باشد؛ نه این‌که مثلاً یک مجلسی باشد و همین فرد را دعوت کنند، به صرف اینکه مردم زیاد می‌آیند.
رعایت حدود، شئون و سلسله مراتب حوزوی
امام در این مسأله خیلی حساس بودند که هر کسی سر جای خودش باشد؛ چه حجت‌الاسلام، چه آیت‌الله و اما پس از امام، انقلابی‌هایی که فریاد می‌کشند، مرجع‌سازی و آیت‌الله‌سازی را به انحای مختلف شروع کردند. فردی بدون کتاب، بدون درس و آیت‌الله می‌شود؛ یا شخصی چون مسئولیتی دارد، درس خارج می‌دهد.
رعایت اخلاق در مواجهه با هم‌صنف
الآن مشکلی که داریم این است که حوزه ما اخلاق‌مداری را در مواجهه با هم‌صنفان رعایت نمی‌کند؛ مثلاً شخصی که سی سال در این نظام خدمت کرده و از دنیا رفته؛ چه مقدار علیه او تبلیغ می‌شود. حوزه بایستی آیت اخلاق باشد. آیا در این انتخابات اخیر، شاهد حوزه انقلابی در بُعد اخلاقی آن از سوی دو کاندیدای روحانی بودیم؟
دفاع از حقوق مردم در برابر حاکمان
دفاع از حقوق مردم به‌عنوان ارزشی که امام برای آن انقلاب کردند. سخنان بزرگان حوزه را نگاه کنیم ببینیم چه‌مقدار مربوط به دفاع از مردم است و چه مقدار مربوط به دفاع از حاکمیت. مثلاً خیلی خوب است که در دفاع از میانمار و علیه فلان کشور ظالم اعلامیه می‌دهند؛ اما آیا مردم خود ما نیازمند دفاع نیستند؟ یا در انتخابات خبرگان اخیر، نزدیک به پانصد نفر از فضلا رد صلاحیت شدند؛ چه کسی از این‌ها دفاع کرد؟
ساده‌زیستی
ساده‌زیستی ارزشی است که امام بسیار بر آن تأکید کردند؛ اما متأسفانه نهادها و نمادهای انقلابی‌گری در حوزه از بهترین امکانات استفاده می‌کنند.
بنابراین با توجه به این سه برداشت از انقلابی‌بودن، از نظر بنده شخصی که واجد ارزش‌های ذکرشده باشد انقلابی است؛ حوزه‌ی ما در صورتی که این ارزش‌ها را رعایت کند، انقلابی است. البته این چند مورد، تنها بخشی از آن ارزش‌های اساسی بود که بنده انتخاب کردم.
در ادامه مشروح سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین خسروپناه تقدیم می‌شود:
معنا و مفهوم انقلابی بودن
بنده در چیستی انقلابی و معنای انقلابی با آقای قاضی زاده اختلافی ندارم. این‌که واژه انقلابی بهتر است باشد یا خیر، اصولاً واژه‌ها مشترک لفظی هستند. قیاس هم در منطق معنای مثبتی دارد؛ اما در فقه مطرود است. اما در معانی اصطلاحی که ایشان ذکر کردند، بنده نیز معتقدم به‌معنای کارهای غیرقانونی و تحمیل هزینه کردن بر نظام نیست. پس بر اساس این تعریف ایشان، بنده نیز حمله به سفارت‌ها را خودسرانه می‌دانم؛ اما کسانی که به بهانه تقلب نظام را متهم کردند و حمله کردند را نیز محکوم می‌کنم. حوزه انقلابی حوزه‌ای است که رفتارهای خودسرانه از هر جناحی را محکوم کند؛ نه این‌که از جناح خودمان که قرابت داریم را محکوم نکنیم؛ اما جناح مقابل را محکوم کنیم. پس باید حریت داشته باشیم. پس اگر ما نگران تعطیلی سفارت‌ها و شرکت‌ها هستیم، نگران کل نظام نیز باشیم. مسأله نظام که مهم‌تر است؛ به نظام حمله شد و بیانیه‌های زیادی علیه نظام صادر شد. پس باید در مورد همه امور غیرقانونی حساس باشیم و آن‌ها را محکوم کنیم؛ البته با رعایت اخلاق و حریم اخلاقی. بنابراین انصاف نیست که مثلاً حرکت یک کاندیدا را در انتخاباتی ـ از جمله انتخاب اخیر ـ برجسته کنیم و مثلاً بگوییم چرا فلان‌کار را کرده و فلان عکس را گرفته؛ اما کاندیدایی که کل دستاوردهای نظام در چهل سال را با تعابیری از بین برد، چیزی نگوییم. ضمن این‌که تا آن‌جا که بنده خبر دارم برخوردهایی با افراد خودسری که به سفارت‌خانه‌ها حمله کردند، صورت گرفت.
بنده نیز معتقدم انقلابی‌بودن، یعنی پایبندی به ارزش‌هایی که باعث انقلاب شد و ارزش‌هایی که مرحوم امام تأکید داشتند و همین‌طور رهبری نیز توصیه می‌کنند. یکی از بزرگ‌ترین خطرات حوزه این است که حزبی شود. پس ما با حرکات غیرانقلابی هر دو طرف مخالفیم؛ نه یک طرف.
بنده معتقدم با توجه به اینکه در مفهوم‌شناسی اختلافی نیست، در این بحث‌ها نمانیم و سراغ حوزه انقلابی برویم. این‌که اول بگوییم حوزه انقلابی هست یا خیر؛ شروعی خوبی نیست؛ بلکه باید اول ببینیم حوزه انقلابی چیست؛ بعد با وضع موجود مقایسه کنیم.
حوزه انقلابی
اصطلاح حوزه انقلابی را مقام معظم رهبری در ۲۵ اسفند ۹۴ در دیدار نمایندگان مجمع طلاب قم مطرح کردند؛ البته بعد از آن مراجع نیز تأکید داشتند؛ از قبیل آیت‌الله صافی گلپایگانی، آیت‌الله جوادی آملی و . حضرت امام نیز در صحیفه نور در جلد ۲۱ صفحه ۶۱۴ هشداری به حوزه و دانشگاه می‌دهد و می‌فرماید: «اگر دیر بجنبیم اسلام امریکایی از جلسات سیاسیون ظاهرالصلاح وابسته به امریکا و نیز از همین حوزه‌ها و دانشگاه‌ها، چنان زیبا برای جهان پابرهنگان تشنه عدالت ترسیم می‌گردد که همگی محکوم به فنا هستیم». بنده سعی کردم تمامی فرمایشات رهبری درباره حوزه انقلابی را جمع‌آوری کنم تا ببینم دغدغه ایشان چیست و این اصطلاح که ایشان مطرح کرده، تلقی‌اش چه بوده تا بعد اگر کسی نقدی داشت بررسی کنیم.
سه ساحت مدنظر رهبری در انقلابی گری
بینش و تفکر انقلابی؛ روحیه انقلابی؛ حرکت انقلابی
رهبری بسیار دقیق این بحث را تبیین کرده‌اند؛ ایشان می‌فرماید: انقلابی‌گری در ساحت بینش و تفکر انقلابی، روحیه و حرکت انقلابی باید توسعه پیدا کند. پس حوزه انقلابی سه ساحت دارد.
بینش و تفکر انقلابی؛ اعتقاد به مبانی و ارکان انقلاب: در بخش اول (بینش و تفکر انقلابی)، اعتقاد به مبانی انقلاب، ارکان فکری انقلاب از جمله اسلام سیاسی، استکبارستیزی، تمدن باشکوه اسلامی و را مد نظر قرار می‌دهند. اگر حوزه ما بینش و تفکرش انقلابی باشد و به مبانی انقلاب اعتقاد داشته باشد، ارکان فکری را قبول داشته باشد، به تمدن نوین اسلامی معتقد باشد، اسلام سیاسی را بپذیرد و در این صورت می‌توان گفت در بخش بینش و تفکر، حوزه انقلابی عمل کرده است.
روحیه انقلابی؛ دغدغه اجرایی کردن مفاهیم، ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب: در بخش روحیه انقلابی که ساحت دوم است، افراد از نظر روحی و روانی دغدغه اجرایی کردن مفاهیم انقلاب و ارزش‌ها و آرمان‌ها را داشته باشند. پس صرف قبول‌داشتن کافی نیست؛ بلکه باید دغدغه اجرایی‌شدن این مفاهیم در سطح جامعه را نیز داشته باشد. بنابراین پایبندی به ارزش‌ها در سطح جامعه و اصرار به اجرایی‌کردن مفاهیم انقلابی از جمله مصادیق روحیه انقلابی است. این مفهوم اصرار از تعابیر رهبری است و این معنا را می‌دهد.
اصولاً انقلابی‌بودن و انقلابی‌شدن، ذو مراتب است؛ و چون ذو مراتب است، ایده‌آل این است که حوزه انقلابی قم تأمین‌کننده تمدن نوین اسلامی باشد. حوزه‌ی ما در مراتبی، انقلابی است؛ اما با وضع مطلوب نهایی فاصله داریم و به آن معنا حوزه انقلابی نداریم. البته این‌که می‌گوییم حوزه انقلابی، حوزه‌ای است که تخصصی و پویا باشد، صرفاً به تخصصی بودن اکتفا نمی‌کنم؛ بلکه باید به مبانی و ارزش‌های انقلابی نیز پایبند باشد.
حرکت انقلابی؛ احساس خطر از انقلاب‌زدایی: در بخش حرکت انقلابی که ساحت سوم است نیز باید گفت، حوزه انقلابی حوزه‌ای است که باید همیشه درباره‌ی انقلاب‌زدایی احساس خطر داشته باشد. رهبر انقلاب بیان کردند حوزه در معرض خطر است. بنده از فرمایشات ایشان این برداشت را نکردم که امروز حوزه انقلابی نیست؛ هنوز انقلاب‌زدایی در حوزه صورت نگرفته است؛ ولی باید این احساس خطر را داشت؛ خطر انقلاب‌زدایی به‌عنوان یک تهدید؛ چرا که عده‌ای در مقابل استکبار ستیزی به‌دنبال الگوی توسعه غربی هستند. عده ای اساساً به دنبال تمدن اسلامی نیستند؛ بلکه به دنبال تمدن مدرن غربی هستند. عدهای در حوزه با اسلام سیاسی و غرب‌ستیزی مخالف هستند؛ عدهای به دنبال تربیت نیروهای غرب‌گرا در حوزه هستند، تا طلاب و مدرس غرب‌گرا و نیروهای ضد انقلاب تربیت کنند. این احساس خطر باید همیشه در حوزه وجود داشته باشد. البته حوزه ما گرفتار نشده است؛ بلکه عده‌ای گرفتار هستند؛ و این تفاوت دارد؛ چرا که گاهی می‌گوییم انقلاب‌زدایی در حوزه نهادینه شده و گاهی می‌گوییم در گوشه و کنار این کارها انجام می‌شود. پس به فرمایش رهبری حوزه باید احساس خطر داشته باشد و این احساس خطر جزو مسائل اصلی‌اش باشد. انقلاب اسلامی تنها حذف نظام طاغوت نبود؛ بلکه ایجاد چالش در برابر استکبار جهانی و اسلام آمریکایی بود. رهبری می‌فرماید: حوزه علمیه از انقلاب تهی نشده است؛ ولی عده‌ای دارند این کارها را انجام می‌دهند.
در همین ساحت سوم ایشان می‌فرمایند به فکر علاج باشیم و تدبیر کنیم و این از طریق ارتباط با طلاب مقدور می‌شود. زمینه رشد این نیروها را فراهم کنیم و در همین ساحت حرکت انقلابی، در عرصه نیازها کار کنیم. می‌فرمایند انقلابی‌گری حوزه باعث انقلابی‌گری نظام است؛ می‌فرمایند: حوزه‌های علمیه و علمای دین موظفند نظریه‌های اسلامی را در زمینه سیاست داخلی و خارجی، امنیت و اقتصاد از متون الهی بیرون بکشند. به تعبیر بنده حوزه باید بر روی فلسفه‌های مضاف و فقه‌های تخصصی که ناظر به ارکان، ابعاد و ساحت‌های نظام است، کار کند؛ چرا که این‌ها نیازهای تئوریک و معرفتی نظام است. حوزه باید نظریه فرهنگ، نظریه اقتصاد و نظریه‌های متعدد دیگر در ساحت فقه و فلسفه را مدون کند. پیش از این، نظریه سیاسی را امام مطرح کردند که اکنون دنبال می‌شود. در همین ساحت و حرکت انقلابی می‌فرمایند همان‌گونه که حوزه برای مبارزات حوزوی قبل از انقلاب فراگیر عمل کرد و مراجع و طلاب فعال بودند و در سطوح مختلف اثرگذار بودند، باید حوزه انقلابی در ساحت حرکت، فعالیت انقلابی‌اش را در حوزه معرفت، اندیشه و همچنین عمل فراگیر نماید. طلاب باید بین امت و امام نقش واسط در جامعه را داشته باشند.
حوزه انقلابی حوزه‌ای است که بتواند با تئوری‌پردازی، با فعالیت‌های تبلیغی و عملی در مسیر تحقق دولت اسلامی و جامعه اسلامی و در نهایت تمدن نوین اسلامی گام بردارد. قطعاً حوزه انقلابی این نیست که با رفتارهای غیر اخلاقی و غیر منطقی و کارهای نادرست حرکت کنیم. حتی وقتی آتش به اختیار مطرح می‌شود، توضیحش بلافاصله می‌آید که خلاف قانون عمل نکنید؛ بلکه منتظر نباشید در حوزه فرهنگ فقط فلان‌سازمان و فلان‌نهاد عمل کند؛ بلکه شما خودتان کار فرهنگی قانونمند انجام دهید.
اصولاً انقلابی‌بودن و انقلابی‌شدن، ذو مراتب است؛ و چون ذو مراتب است، ایده‌آل این است که حوزه انقلابی قم تأمین‌کننده تمدن نوین اسلامی باشد. خوب با این وصف الآن هست؟ پاسخ خیر است. پس آیا حوزه انقلابی نیست؟ بله هست؛ ما در مراتبی، حوزه انقلابی را داریم؛ حوزه‌ی الآن را با حوزه بیست‌‌سی‌سال پیش و قبل از انقلاب مقایسه کنید؛ در فقه پزشکی، اندیشه و فقه سیاسی چه چیزی داشتیم؟ رشته‌های متعدد فقه سیاسی و رشته‌های تخصصی دیگر در حوزه شکل گرفته و ظرفیت بسیار خوبی است. حوزه قم قبلاً فقط فقه و اصول بود؛ اما الآن کلام، تفسیر و دارد. پس در مسیر انقلابی‌شدن است. البته با وضع مطلوب نهایی فاصله داریم و به آن معنا حوزه انقلابی نداریم. البته این‌که می‌گوییم حوزه انقلابی، حوزه‌ای است که تخصصی و پویا باشد، صرفاً به تخصصی بودن اکتفا نمی‌کنم؛ بلکه باید به مبانی و ارزش‌های انقلابی نیز پایبند باشد.
 
 
منبع: ایسکا
خسرو پناه + قاضی زاده + حوزه انقلابی + علوم سیاسی
 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 382
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

پژوهشكده علوم و انديشه سياسي
مجری سایت : شرکت سیگما