در سال 1396؛ روایات سیاسی – حکومتی غررالحکم کتاب حاضر درصد است با گزینش روایات عرصه سیاست و حکومت، از کتاب «غرر الحکم»، و با دسته بندی و ایجاد نظمی منطقی برای این روایات، روایاتی تخصّصی در گستره سیاست و حکومت را در راستای اموری چون: «هدایت و تدبیر جامعه»، «اداره مطلوب حکومت اسلامی»، «ارائه دیدگاه‌های شریعت در خصوص ارکان و مولفه‌های حکومت»، «تبیین اخلاق سیاسی حاکم و کارگزاران» و «عواملی که در زوال و بقای حکومت دینی، موثر هستند» را به محققان، سیاستمداران، کارگزاران و حاکمان اسلامی ارائه نماید. به همت گروه فقه سیاسی، کتاب روایات سیاسی – حکومتی غررالحکم، تألیف حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سیدسجاد ایزدهی از سوی انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شد.
.

در مقدّمه این کتاب آمده است:
الف) شرح حال آمدی:
نویسنده کتاب «غررالحکم و دررالکلم»، قاضی ناصح‏ الدین ابوالفتح عبدالواحد بن محمد بن عبدالواحد تمیمی آمِدی (متوفای ۵۱۰ ق.) است. نام وی را برخی «محمد بن عبد الواحد» ذکر کرده‌اند. وى از استادان ابن شهر آشوب سروى مازندرانى بوده و اجازه روايت كتاب «غررالحكم» را بدو بخشيده است. آمدى، شاگرد احمد غزالی و به قولى پدر شيخ فقيه ابو محمد عبداللّه بن عبد الواحد بود.
از زندگانی او آگاهی چندانی در دست نیست و تاریخ دقیق ولادت و وفات او در هیچ یک از کتاب‌های رجال نیامده است. آمِدی خود در مقدمه «جواهر الکلام» از احمد غزالی (درگذشت۵۲۰ هجری) به عنوان معاصر خویش یاد کرده است و ابن شهر آشوب (درگذشت۵۸۸ هجری) در ضمن بیان سندهای کتاب‌های شیعه اشاره می‌کند که اجازۀ روایت «غررالحکم» را از او دریافت داشته است.
سال درگذشت وی را بنا بر اختلاف‌ها، سال‌های ۵۱۰، ۵۲۰ و ۵۵۰ هجری یاد کرده‌اند. گرچه محدث ارموی در مقدمه «غررالحکم» با استناد به قراین و شواهد، سال ۵۵۰ ق را نسبت به بقیه نظرها ترجیح داده است.
محدث نوری در فایده سوم از خاتمه مستدرک الوسائل، او را از مشایخ و اساتید ابن شهر آشوب (558 قمری) معرفی کرده است چرا که ابن شهر آشوب در کتاب مناقب آل ابی طالب صراحتاً گفته که از عبد الواحد تمیمی آمدی اجازه روایت دارد از آن‌جا که تولد ابن شهر آشوب به سال 488 و وفاتش، سال 588 است می‌توان تخمین زد وی از علمای قرن پنجم هجری است. گرچه میرزا محمد علی مدرس خیابانی در کتاب ریحانة الادب تاریخ وفات وی را 510 هجری گزارش کرده‌اند.
وی قاضی بوده و منسوب به شهر «آمِد» از شهرهای مهم «دیار بکر» است. از او کتاب دیگری نیز با نام «جواهر الکلام فی الحکم و الاحکام من قصة سید الانام» بر جای مانده است.
ب) مذهب آمدی
برخی با استناد به این که وی در آغاز شرح خود، علی (ع) را با «‌کرّم ‏الله وجهه‌» می‌ستاید، او را غیر شیعی دانسته‌اند؛ اما میرزا عبدالله افندی، ابن شهر آشوب و علامه مجلسی او را مُحدِّث امامی شیعی می‌دانند.
میرزا عبدالله افندی آن عبارت را ناشی از تقیه، یا تصرف کاتبان و ناسخان می‌داند. و محدث نوری با چند دلیل اثبات می‌کند که وی شیعه است.
ج) ویژگی کتاب «غررالحکم»
این کتاب حاوی ۱۰۷۶۰ حدیث کوتاه از امام علی (ع) است که آمِدی از کتاب‌‏هایی مانند «نهج البلاغه»، «مائة کلمة» جاحظ، «تحف العقول» و «دستور معالم الحکم» گرد آورده است. وی این احادیث را با نظر به نخستین کلمۀ حدیث و به ترتیب حروف الفبا در ۹۱ باب سامان داده است. برای آسان شدن یافتن یک روایت در موضوعی خاص، این اثر در چاپ‌های جدید به صورت ترتیب موضوعی تدوین شده است.
روایات «غررالحکم» از نظر موضوعی عام است و شامل روایات اعتقادی، اخلاقی، عبادی، اجتماعی و سیاسی می‌شود. این روایات بدون سند آورده شده‌اند. نویسنده در مقدمه کتاب می‌گوید خودش سندها را حذف کرده است.
آوازه «غررالحكم»، از همان زمان تأليف، طنين افكن بوده و مورد كتابت و قرائت و اجازه و استجازه واقع شده است.
آمدى در مقدمه «غررالحکم» گويد:
آنچه مرا وادار به جمع‌آورى اين كتاب كرد، افتخارى است كه ابو عثمان جاحظ در جمع‌آورى «مائة كلمة» نموده است و بسى موجب تعجّب مي‌باشد كه اين مرد با اين كه علّامه روزگار خويش بوده و در دانش و بينش، يگانه عصر خود شمرده مى‏شود و به مبدأ نزديك‌تر بوده چگونه عظمت كلمات ديگر آن حضرت بر او مخفى شده و از آن همه كلمات بى‏شمار بدين شمارى اندك قناعت نموده و من با اين كه شايستگى اين مقام را ندارم بسيارى از كلمات آن حضرت را جمع نمودم. گرچه در مقابل حِكَم و مواعظ و كلمات آن حضرت، اندكى از بسيار و يكى از هزار است آن‌گاه من با همه مشغله و پریشانی خاطر و در حالی که به عجز و ناتوانی خود واقف بودم عزم خود را جزم ساختم تا آن‌جا که در تیررس فکر و اندیشه‌ام باشد سخنان آن حضرت را گرد آوردم و کتابی در این عرضه دارم و برخی از حکمت‌ها و اندکی از بی‌شمار سخنان آن حضرت را (که سخنوران و حکمای جهان از آوردن مثل او عاجز و ناتوانند) جمع کنم. برای اختصار اسناد آن سخنان را حذف کردم کلماتش را به ترتیب تهجّی مرتّب ساختم سخنان حکیمانه و کلمات آن حضرت را از حیث سجع و قافیه، موافق و مطابق یکدیگر قرار دادم. به این ترتیب این کلمات بهتر در گوش جای می‌گیرد و در دل‌ها فرود می‌آید. با تمام این اوصاف من این گزیده را از ترس اطناب به ایجاز و اختصار فراهم آوردم تا خواننده را رنجی نرسد و به ادبا و خردمندان شادی و شعف ارزانی دارد و آنرا «غررالحكم و دررالكلم» ناميدم.
د) حجیّت و استناد کتاب «غررالحکم»
چنان‌که سابقاً مورد عنایت قرار گرفت، آمدی به خاطر رعایت اختصار در حجم کتاب، اسناد روایت کتاب «غررالحکم» را ذکر نکرده و روایات را فارغ از سندهای آن‌ها نقل کرده است و از این جهت، استناد و به تبع حجیّت این کتاب، مورد خدشه قرار گرفته است، و بسیاری از فقیهان نیز بدین مناسبت، بر این باور قرار گرفتند که روایات این کتاب به دلیل فقدان سند قابل استناد نیست. بلکه برخی از نویسندگان نیز ضمن تحلیل روایات این کتاب و مقایسه آن با کلمات و عبارات کتب دیگر، حجیّت و استناد روایات آن را مورد خدشه قرار دادند. در این راستا جناب آذرنوش آذرتاش در مقاله‌ای تحت عنوان «غررالحکم» و اندرزهای ایرانی»، بر این باور قرار گرفته که آمدی، در حالی بیش از 11000 اندرز یا عبارت حکمت آمیز را به حضرت علی (ع) نسبت داده که بسیاری از آن‌ها در کتاب‌های پیش از «غررالحکم»، به حکمای عصر ساسانی منسوب شده‌اند. یعنی هم روایت‌گران از آمدی کهنه‌تر هستند و هم خاستگاه اندرزها.
وی در ادامه چند پرسش را مطرح می‌کند که در راستای تشکیک در حجیّت استناد این کتاب، مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد:
«اینک چند سوال در ذهن پژوهشگران پدید می‌آید:
1 ـ آیا سخنان امام (ع) را برخی از ایرانیان (به خصوص شعوبیان) برگرفته از نیاکان خود نسبت داده‌اند تا بدین سان کسب اعتبار کنند؟
2 ـ آیا سخنان حکمت آمیز فرزانگان ایران از نوع بزرگمهر آنچنان ارجمند بوده که مقبول جامعه اسلامی قرار گرفته و سپس آن معانی را شایسته مقام امام علی (ع) نیز دانسته از سر پاکدلی و بی‌توجّهی به آن حضرت نسبت داده‌اند؟
3 ـ آیا کسانی که این روایات را به ایرانیان نسبت داده‌اند راست می‌گویند یا دروغ‌پرداز و از سر بی‌عنایتی با آیین تشیع و تعصّب به عجم خواسته‌اند فضیلت این سخنان را به ایرانیان ببخشند؟
پاسخ به این پرسش‌های به ظاهر آسان، نیاز به پژوهشی دراز آهنگ دارد. زیرا به شخصیّت بزرگانی چون ابن قتیبه، ثعالبی و مسکویه به آسانی نمی‌توان خرده گرفت. زیرا این سه تن از اساتین فرهنگ اسلامی هستند و خدماتشان به فرهنگ و زبان عربی تردیدناپذیر است.
از سوی دیگر، آمدی دچار دو لغزش بزرگ و نابخشودنی شده که کار را بر پژوهشگر بسی دشوار می‌کند. نخست آن‌که وی اعتراف می‌کند که در سخنان امام علی (ع) دست برده و آن‌ها را آرایش کرده یعنی موازنه و سجع در آن‌ها نهاده است. دوم آن که وی به قصد اختصار، اسناد روایت‌های خویش را یکسره حذف کرده و هم خود را در معرض بی‌اعتمادی مطلق قرار داده و هم امکان هر گونه تحقیق را از ما گرفته است. در این‌جا حلقه مفقوده‌ای که ما را دستخوش پریشانی خاطر می‌کند آن است که از خود می‌پرسیم روایت آمدی طی چهار قرنی که میان او و امام علی (ع) فاصله انداخته کجا بوده‌اند؟ آیا در جایی نوشته و محفوظ مانده بودند و آمده همان نوشته‌ها را نقل کرده؟ یا این‌که او خود این‌جا و آن‌جا از زبان این عالم و آن راوی آن‌ها را شنیده و گردآوری کرده است؟ اگر کارِ آمدی چنین باشد آنگاه لاجرم راه جعل را به روی خود گشوده است و سخن هر عالم و عامی را باور کرده و هر گفته درست و نادرستی را به امام علی (ع) نسبت داده است.
نویسنده مقاله در ادامه، به توصیف کتبی می‌پردازد که تاریخ نگارش آن‌ها به قبل از تدوین کتاب «غررالحکم» برمی‌گردد و در عین حال، عبارات آن‌ها یا به غیر از امام علی (ع) مستند است یا عبارات آن مورد تشکیک قرار گرفته و یا عبارات آن‌ها به مثابه ضرب المثل، فرض شده است.
به عنوان نمونه در حالی برخی از روایات «غررالحکم»» مشابه بلکه عین عبارات کتاب «الحکمة الخالدة» تألیف ابوعلی مسکویه رازی، مورخ، فیلسوف، پزشک و ادیب ایرانی (320ق ـ 420 ق) است که کتاب «الحکمة الخالدة»، ترجمه کتاب «جاودان خرد» است و عهده‌دار نقل پندهایی از هوشنگ، از حکیمان ایران باستان است. بدیهی است پیش‌گامی مسکویه نسبت به آمدی و تقدّم نگارش کتاب «الحکمة الخالدة» نسبت به کتاب «غررالحکم»»، موهم أخذ روایات «غررالحکم»، از کتاب الحکمة الخالدة است.
همین منطق پیش‌گامی، نسبت به کتاب «عیون الأخبار» تألیف ابو محمد عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری (213ق ـ 276ق) صادق است که برخی عبارات آن، مشابه روایات «غررالحکم» است. در حالی که از قول حاکم نیشابوری نقل شده است که می‌گوید: امت اسلامی بر این موضوع اجماع دارند که او کذاب بوده است. مولّف کتاب «ابن قتیبة» نیز می‌گوید: بیشتر احادیثی که ابن قتیبة از شیوخ خود نقل کرده، مجعول است و برخی از آن‌ها را عقل سلیم نمی‌پذیرد.
آذرنوش در نهایت و پس از نقل روایات «غررالحکم» که مشابه آن در سایر کتاب‌های عصر عباسی وجود دارد، این گونه اظهار داشته است که تشابه میان جمله‌های اندرزآمیز در «غررالحکم» و کتاب‌های همزمان به گونه‌ای است که ناچاریم یا منبع همه را یکی بدانیم و یا این که به نوعی اقتباس معتقد شویم زیرا بسیاری از این جمله‌ها بدون کوچک‌ترین اختلاف در دو یا چند کتاب تکرار شده‌اند.
لکن در پاسخ به شبهاتی که در خصوص نفی اعتبار، عدم حجیّت و فقدان استناد کتاب «غررالحکم» می‌توان اظهار داشت:
اوّلاً: مضمون و محتوای عبارات کتاب «غررالحکم» از حیث والا بودن محتوا، فصاحت و بلاغت به گونه‌ای است که می‌توان محتوای آن را به امام معصوم (ع) نست داد. زیرا این حکمت‌های متعالی، معمولاً جز از ناحیه معصوم (ع) که به علم الهی مستند بوده و هادی و راهنمای مردم هستند، صادر نمی‌شود:
«اما کتاب «غررالحکم»، نامبرده به ترتیب حروف الفبا مرتّب شده است. مصنّف بر این بوده که کلمات جامعه منسوب به امیرالمومنین را که شواهد صحّت آن‌ها طبق مضمون «قضیّة قیاساتها معها» با خود آن‌ها بوده یعنی متن آن‌ها نظر به علوّ مضمون و عظمت معنی و فصاحت و بلاغت خارق العادة، دلیل صدور آن‌ها از آن حضرت بوده است، جمع کرده است.»
ثانیاً: محتوای روایات ذکر شده در «غررالحکم» که در حوزه امور سیاسی، اجتماعی قرار دارند، از مقولات تعبّدی نبوده بلکه به گونه‌ای هستند که محتوای این روایات، به واسطه اموری چون دلیل عقل، بنای عقلاء، کتاب الهی و سنّت و سیره اهل بیت (ع) تأیید می‌شوند. بر این اساس، علاوه بر این که مضامین این روایات، منافاتی با آموزه‌های اسلامی ندارند، به ازای هر کدام از این روایت می‌توان به شواهدی از کتاب، سنّت، سیره، عقل و بنای عقلا اشاره کرد که مویّد محتوای روایات «غررالحکم» باشند.
ثالثاً: چنان‌که در شرح احوال آمدی مورد عنایت قرار گرفت، وی از جایگاه والایی از حیث حدیثی برخوردار بوده است. و اعتماد بسیاری از اندیشمندان صاحب نام شیعه مانند ابن شهرآشوب، علامه مجلسی و محدّث نوری نسبت به وی را می‌توان ناشی از اهتمام ایشان در ذکر روایات، از منابع معتبر دانست. بر این اساس، نقل روایات «غررالحکم» از جانب وی، نمی‌تواند به اهمال و کذب مستند بوده و می‌تواند به قطع و یقین وی نسبت به صدور روایات از جانب امام علی (ع) مستند باشد.
رابعاً: گرچه اسنادی برای روایات «غررالحکم» ارائه نشده است، لکن مفاد این روایات در روایات دیگری مشاهده می‌شود که به صورت مستند و در کتب معتبر روایی، نقل شده‌اند. از این روی، روایات مستند فوق می‌تواند دلیلی بر صدور روایات «غررالحکم» از جانب امیر المومنین (ع) باشد.
خامساً: کتاب «الحکم الخالدة» در حقیقت ترجمه‌ای از کتاب «جاودان خرد» است که سندی برای آن ارائه نشده و در حقیقت به افسانه‌ها و اساطیر قدیمی مستند است. بلکه بعید نیست که عبارات این کتاب، متّخذ از کلماتی باشد که از حضرت علی (ع) در کتب روایی، وجود داشته و برخی ایرانیان ناسیونالیست مفاد این روایات را به خودشان مستند کرده باشند. چنان‌که امروزه نیز رایج است برخی ایرانیان ناسیونالیست عباراتی از اهل بیت (ع) را به کوروش (پادشاه ایرانی) مستند کرده و نقل و ترویج می‌کنند. این امر از آن روست که عبارات «غررالحکم» مقوله‌ای عقلانی و عقلائی بوده فطرت‌های پاک آن را می‌پسندند.
گرچه در نهایت باید گفت این ادلّه قادر نیستند حجیّت همه روایات را به صورت مطلق، اثبات نمایند، اما می‌توان با عنایت به ادلّه فوق، حجیّت روایات را به صورت فی الجمله اثبات کرد و نسبت به صدور آن‌ها از جانب امیر المومنین اعتماد کرد.
ه) جایگاه روایات در اندیشه اسلامی
گرچه عقل و قرآن، از جایگاه محوری در تبیین جهان بینی و ایدئولوژی مسلمانان برخوردار بوده و هر کدام از این دو، در موارد زیادی، نقش اساسی در فهم اسلام داشته و نمایانگر دیدگاه اسلام در خصوص مسائل مختلف هستند. لکن از آن‌جا که عقل بشری در موارد مختلف، از توانایی درک و تبیین مسائل اسلامی ناتوان بوده و از سوی دیگر، بسیاری آیات قرآن، ذیل متشابهات قرار گرفته و قابلیّت استدلال ندارند. بلکه در استناد به آن‌ها می‌بایست کلام معصوم (ع) به آیات الهی ضمیمه شده و از تفسیر اهل بیت (ع) در این خصوص بهره گرفت. لذا در این امور عمدتاً به روایات معصوم (ع) استناد و استدلال می‌شود. زیرا روایات، جایگاه وسیعی در فهم دین اسلام و آموزه‌های آن داشته و با عنایت به این که مسائل طرح شده در روایات، عمده زندگی انسانی را فراگرفته و در خصوص همه امور زندگی، (فردی، اجتماعی و حکومتی) پاسخی فراخور وجود دارد، لذا می‌توان با تکیه کردن بر روایاتی که در کتب روایی، گردآوری شده است، نقشه راه زندگی مومنانه را دریافته و الگویی از زندگی مطلوب را برای شهروندان رقم زد. بلکه جامعه‌ای مطلوب و مورد نظر شارع را ترسیم کرد. این روایات که عمدتاً پاسخ‌هایی از سوی اهل بیت (ع) در پرسش از وضعیّت مطلوب زندگی مومنان، است می‌تواند در راستای اثبات وضعیّت مطلوب، یا نقد وضعیّت موجود در جامعه محسوب شود.
این امر موجب شده است که اندیشمندان متعدّدی با عنایت به جایگاه روایات، در فهم زندگی مومنانه، تدوین کتب روایی را مدّ نظر قرار داده با جمع کردن این میراث غنی در کتب روایی، این روایات را از خطر از بین رفتن حفظ کرده و آن‌ها را در معرض همه مومنان و اندیشمندان در سالیان غیبت امام معصوم (ع) قرار دهند. غیبت امام معصوم (ع) و گرد آمدن مجموعه بی‌نظیری از مطالب دینی در این کتب روایی (مانند کتب اربعة: الکافی، من لایحضره الفقیه، تهذیب الاحکام و الإستبصار) موجب شد این کتب در طول سالیان متمادی، نماد و هویّت تفکر شیعه محسوب شوند. بلکه جدا از کتب اربعه شیعه که از اساسی‌ترین مجامع روایی به شمار می‌روند، و گستره‌ای وسیع از مسائل اعتقادی، فقهی و اخلاقی را در بر می‌گیرند، کتب روایی بسیار دیگری نیز از سوی اندیشمندان تدوین شده است که برخی از آن‌ها به مثابه دائرة المعارف شیعه محسوب شده (مانند کتاب بحار الانوار) و برخی دیگر، عرصه‌های خاصّی از زندگی را مورد عنایت قرار داده‌اند. بدین صورت که برخی کتب روایی، مباحث فقهی را مدّ نظر قرار داده، برخی اصول عقائد را محور بحث قرار داده‌اند و برخی دیگر نیز اخلاق، مواعظ و حکمت‌های عملی و تربیت را سرلوحه خویش قرار داده‌اند.
در راستای رویکرد فراگیر نسبت به روایات است که فقیهان عمدتاً به روایات و نصوص شرعی، استناد کرده و با قرار دادن آن‌ها در فرایند استنباط احکام شرعی، روایات را استنطاق و استظهار کرده و بر دلالت آن‌ها بر مدّعای شرعی، تأکید می‌نمایند.
و) جایگاه روایات سیاسی در تبیین نوع نگرش به سیاست
گرچه گستره مباحث مطرح شده در مجامع روایی، همه مباحث زندگی مومنانه را در عرصه‌های عبادی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، خانوادگی، قضائی و ... در بر می‌گیرد و کیفیّت زندگی مطلوب در این امور را ترسیم می‌کند، و با وجود این که امامان شیعه و اندیشمندان آنان، همواره در تقیّه قرار داشته و بحث از مباحث سیاسی و حکومتی، و ارائه دیدگاه‌های شیعه در خصوص سیاست و حکومت، آنان را در معرض خطر و تهدید قرار می‌داد، لکن بخش زیادی از روایات شیعه، مرتبط با بحث حکومت و سیاست است و در میان این روایات، می‌توان به روایاتی اشاره کرد که از سوی حضرت علی (ع) و در زمان حاکمیّت سیاسی ایشان نقل شده است. بخشی از این روایات که در نهج البلاغه گردآوری شده است، مشتمل بر خطبه‌ها، نامه‌ها و کلمات قصاری است که عمدتاً رویکرد سیاسی و حکومتی داشته یا می‌توان از آن‌ها در این راستا، استفاده کرد. در کنار این روایات، می‌توان به کتاب روایی «غررالحکم و دررالکلم» اشاره کرد که عمدتاً مشتمل بر کلمات کوتاهی است که رویکرد حکمت عملی داشته و شامل نصایحی است که می‌تواند در عرصه‌های مختلف زندگی به کار گرفته و به عنوان اخلاق کاربردی در گستره‌هایی از زندگی، مورد استفاده قرار گیرد. و با عنایت به این که عمده این روایات در زمان تصدّی حضرت علی (ع) بر حاکمیّت سیاسی بر جهان اسلام بود، لذا بیشترین حجم این روایات، به حکمت‌هایی عنایت دارد که به عرصه سیاست و حکومت مرتبط بوده و به‌کار بستن آن‌ها می‌تواند برای حاکمان و کارگزاران مفید واقع شده و شیوه‌ای از حکومت ورزی مطلوب را فراروی جامعه اسلامی قرار می‌دهد.
از این روی، گرچه برخی از روایات، به صورت ظاهر، ذیل روایات سیاسی جای نمی‌گیرند، لکن با عنایت به این که این روایات بیش از این که کارکرد فردی داشته باشند در عرصه اخلاق حکومتی و شیوه حکومت‌داری قابل استفاده هستند، لذا می‌توان آن‌ها را در راستای حکمت‌های عملی قابل استفاده حاکمان و کارگزاران در عرصه حکمرانی، مورد ارزیابی قرار داد.
بلکه در خصوص این که چه مسأله‌ای را می‌توان ذیل مسائل سیاسی (و بالتبع ذیل روایات سیاسی) قرار داد باید اظهار داشت که امور سیاسی از امور تکوینی و خارجی نیستند که بتوان آن را مورد اشاره قرار داد، بلکه از امور اعتباری محسوب می‌شوند که به گونه‌ای، به قدرت سیاسی، سلطه سیاسی، حکومت و تدبیر مطلوب امور شهروندان مرتبط باشند. از این روی ممکن است مسأله‌ای در زمانی خاص، ذیل امور سیاسی جای گرفته و در زمان دیگر، امری سیاسی محسوب نشود. مثلاً در حالی که موضوعاتی چون: نماز جمعه، رؤیت هلال، حدود و دیات در زمان‌های گذشته از موضوعات سیاسی در فقه شیعه محسوب می‌شدند، امروزه از ذیل مسائل سیاسی خارج شده و ذیل امور عبادی یا حقوق قرار گرفته و در مقابل، اموری چون: تفکیک قوا، تحزّب، بلکه سلاح‌های کشتار جمعی، ذیل امور سیاسی جای گرفته‌اند.
بر این اساس، گرچه برخی مباحث مطرح شده ذیل روایات «غررالحکم»، در اصطلاح امروز، مباحث سیاسی محسوب نشود اما از آنجا که به اداره امور جامعه مرتبط بوده و تدبیر مطلوب امور جامعه را مدّ نظر قرار می‌دهد، لذا می‌توان این روایات را ذیل روایات سیاسی جای داد.
ز) بیان مسأله تحقیق:
کتب روایی، سخنان و کلمات پیامبر (ص) و سایر معصومان (ع) که به روایات مشهور شده است، پس از قرآن، به عنوان اساسی‌ترین منابع آموزه‌های شریعت محسوب می‌شود. این روایات که توسّط ناقلان اخبار در طول زمان‌های حضور اهل بیت (ع) به خصوص در عصر غیبت، نقل می‌شده است، توسّط محدّثین، در کتب روایی گردآوری و ثبت شده است. این روایات که مشتمل بر مجموعه‌ای از کلمات گران‌قدر است به عرصه‌های مختلفی از زندگی انسانی مربوط است. از سال‌های تدوین کتب روایی، همواره حیثیت عمومی داشته و بخش‌هایی از زندگی فردی و مومنانه افراد را مدِّ نظر قرار می‌داده است. در حالی که مجموعه روایاتی که در کتب روایی به مثابه روایات عامّه، پاسخ‌گوی نیازهای جوامع دینی بوده است، در سالیان اخیر و به تناسب رشد و تخصّصی شدن رشته‌های علمی، نیاز به تبیین و تنظیم تخصّصی این روایات، در راستای پاسخ گویی به نیازهای کارشناسی و دقیق این رشته‌های علمی، ضرورتی اجتناب ناپذیر یافته است. زیرا همواره اندیشمندان عرصه‌های مختلف اسلامی به جهت دریافت دیدگاه شریعت در خصوص مسأله‌ای معیّن، مجبورند متحمّل فحص و جستجوی بسیار شده بلکه ممکن است در این جستجو به هدف خویش دست نیابند. این در حالی است که بسیاری از روایات از گرایش‌های خاصّ و تخصّصی در علوم مختلف برخودار بوده و دانش‌های متفاوت می‌توانند به صورت کارشناسی از آن‌ها در راستای فهم شریعت در موضوعات آن دانش استفاده نمایند.
گرچه بسیاری از رشته‌های تخصّصی و نیازمندی‌های انسانی در جوامع، نیازمند تدوین طبقه بندی تخصّصی برای پاسخ گویی به نیازهای خویش هستند، لکن با عنایت به پیروزی انقلاب اسلامی و ضرورت تبیین آموزه‌های جمهوری اسلامی به مثابه نظام سیاسی مبتنی بر آیات و روایات، شکل گیری طبقه بندی‌های تخصّصی در گستره سیاست و حکومت، اجتناب ناپذیر به نظر می‌رسد. زیرا تأسیس و اداره دین‌مدار، نظام سیاسی مبتنی بر آموزه‌های اسلامی در عصر حاضر، مستدعی شرعی سازی نظام اداره امور جامعه و استناد نظریه‌ها، آموزه‌ها و احکام سیاسی به شریعت است.
بر این اساس، دسته بندی روایاتی که دارای محتوای سیاسی‌اند یا این که از کاربرد سیاسی و حکومتی برخودار هستند. و به علل مختلف در طول عصر غیبت و حاکمیّت حاکمان جائر، در لابلای کتب روایی، نایاب بوده و در راستای اداره مطلوب حکومت دینی، مورد استفاده قرار نگرفتند، می‌بایست مدّ نظر قرار گرفته و بر اساس نیازها و مسائل مورد ابتلا در حکومت‌ها، تقسیم بندی شود. و با عنایت به این که مسائل حکومتی، گستره‌ای فراگیر داشته و نیازهای مختلفی را در بر می‌گیرند، برخی اساس حکومت و مشروعیّت آن، برخی جایگاه کارگزاران و رفتار آن‌ها، برخی اهداف حکومت و ساختار سیاسی و برخی اخلاق سیاسی را مورد عنایت قرار می‌دهند، لذا در راستای تخصّصی شدن علوم مختلف، و گرایش‌های متفاوت حکومتی، تدوین کتبی مبتنی بر طبقه بندی‌هایی تخصّصی در این گرایش‌های علمی هم ضرورت می‌یابد. بلکه با توجّه به این که روایات صادر شده از ائمه معصوم (ع) به شرایط زمانه آن‌ها عنایت داشته و می‌تواند پاسخی از سوی آن امام در شرایط آن جامعه باشد، لذا تجمیع و تبویب روایات منتسب به هر امام معصوم (ع) نیز می‌تواند در پاسخ به نیازهای حکومتی، راهگشا باشد.
با عنایت به این نکات، این تحقیق درصدد است روایات مستند به حضرت علی (ع) به عنوان تنها امامی که از حاکمیّتی مقتدر بر سراسر جهان اسلام برخوردار بوده و الگویی در حکومت‌داری سایر حاکمان و کارگزاران محسوب می‌شود را مدّ نظر قرار داده و با محوریّت کتاب شریف «غررالحکم و دررالکلم» مجموعه‌ای از کلمات ایشان که در راستای اداره مطلوب حکومت، مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و عمدتاً ذیل اخلاق عملی سیاسی جای می‌گیرد را محور تحقیق قرار داده و ضمن تقسیم بندی متناسب با روایات این کتاب، پاسخگوی نیازهای مرتبط با اداره مطلوب حکومت در جامعه اسلامی باشد.
مجموعه روایات مورد استفاده در این تحقیق، که گستره آن، محدود به کتاب «غررالحکم» بوده و با فحص و جستجو از تمامی روایات این کتاب، استخراج شده و در قالبی منسجم و نظام‌مند ارائه می‌شود، به امور سیاسی ـ حکومتی عنایت داشته یا در عرصه مدیریت امور سیاسی، کاربرد دارد، و از سوی حضرت علی (ع) به عنوان حاکم اسلامی در راستای اموری چون: «هدایت و تدبیر جامعه»، «ارائه دیدگاه‌های شریعت درخصوص ارکان و مولفه‌های حکومت»، «تبیین اخلاق سیاسی حاکم و کارگزاران» و «عواملی که در زوال و بقای حکومت دینی، موثر هستند»، ارائه شده‌اند. این تحقیق درصد است با گزینش روایات عرصه سیاست و حکومت، از کتاب «غررالحکم»، و با دسته بندی و ایجاد نظام منطقی برای این روایات، نظامی از روایات تخصّصی گستره سیاست و حکومت را در راستای اداره مطلوب حکومت اسلامی، به محققان، سیاستمداران، کارگزاران و حاکمان اسلامی ارائه نماید.
با عنایت به این که این تحقیق، جمع آوری و انسجام نظام مند روایات کتاب «غررالحکم» را مدّ نظر قرار می‌دهد، لذا برای مجموعه روایات جمع آوری شده می‌توان سرفصل‌هایی را در نظر گرفت که عبارتند از: «مبانی و کلّیات سپهر سیاست»، «حکومت اسلامی»، «اخلاق سیاسی»، «تدبیر در اداره حکومت»، «عوامل بقاء و زوال حکومت»
فقدان مجامع روایی تخصّصی به خصوص در عرصه سیاست و اداره شئون مختلف نظام سیاسی و حکومت، عدم انسجام و نظام منطقی برای در کنار هم قرار دادن این روایات، از جمله کاستی‌ها در کتب عرصه سیاست است که ضرورت تدوین مجامع روایی تخصّصی به خصوص در گستره سیاست و امور سیاسی و حکومت، در قالب نظام منطقی (در زمان تصدّی فقیهان بر قدرت سیاسی و ضرورت استناد امورات حکومت به آموزه‌های شریعت)، بالاخص روایاتی که از سوی حضرت علی (ع) در زمان حاکمیت سیاسی ایشان ارائه شده است را برای تبیین ماهیّت آموزه‌های سیاست دینی از سوی محقّقین و عمل حاکمان و کارگزاران توجیه کرده و ضروری می‌نماید.
آثار و فوائد بسیاری می‌تواند بر این اثر مترتّب شود که برخی از آن‌ها مورد اشاره قرار می‌گیرد:
1. تسهیل در گستره امر سیاست پژوهی دینی.
2. تهیه نظامی منطقی برای باب‌ها و کتاب‌های مرتبط با عرصه سیاست.
3. ارائه مجموعه‌ای منسجم از روایات در عرصه اخلاق سیاسی حاکمان و کارگزاران.
4. ارائه مجموعه‌ای منسجم از روایات در عرصه عوامل بقاء و زوال حکومت
5. الگویی روایت مدار از حضرت علی ع برای اصحاب سیاست، حاکمان و کارگزاران
ح) ویژگی‌های این تحقیق
با عنایت به این که این تحقیق، درصدد بوده است روایاتی با محتوای سیاسی، حکومتی یا دارای کاربرد در عرصه سیاست و حکومت را از میان روایات کتاب «غررالحکم» اصطیاد کرده و آن‌ها را ذیل نظمی منطقی و مشخّص، گردآوری نماید، لذا نگارنده در آغاز با مطالعه تمامی روایات «غررالحکم»، مواردی که قابل استفاده در عرصه سیاست و حکومت بوده را گزینش کرده و آن‌ها را ذیل ساختاری مشخّص، مبتنی بر نظمی متناسب با عرصه سیاست و حکومت، جای داده است. از این روی، ساختار تحقیق موجود، بر امری پیشینی، مبتنی نبوده بلکه مطابق نظمی بومی و متناسب با روایات اصطیاد شده است و جای گذاری هر یک از روایات ذیل هر کدام از ابواب ارائه شده با دقت و وسواس زیادی انجام شده است.
بر این اساس، هر آن چه در این تحقیق، به عنوان روایت آمده است، (گرچه تقسیم بندی و خوانش جدیدی از روایات «غررالحکم» است) برگرفته از اصل کتاب «غررالحکم» بوده و مشتمل بر حدود هزار و ششصد روایت از روایات آن کتاب حدیثی است که ذیل موضوعات سیاسی قرار داشته یا قابل استفاده در عرصه سیاست و حکومت هستند. در این تحقیق، برای مشخّص شدن موقعیّت و جایگاه این روایات در کتاب «غررالحکم»، شماره‌های روایات بر اساس کتاب «شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم» انتخاب شده است که نسبت به شماره گذاری‌های متأخر، مطلوب‌تر به نظر رسیده است. لذا در آخر هر روایت، شماره‌ای مندرج شده است که نمایانگر اصالت و جایگاه آن در اصل کتاب «غررالحکم» است. به عنوان مثال در نمونه ذیل که در تحقیق آمده است، شماره (1ـ) نمایانگر شماره این روایت در میان روایات این کتاب است، عبارت «سِيَاسَةُ النَّفْسِ‏ أَفْضَلُ سِيَاسَة» خودِ روایت است، شماره (5589) نمایانگر جایگاه این روایت در کتاب «شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم» است. و عبارت «سیاست كردن نفس برترین سیاست‌ها است»، ترجمه این روایت است که برگرفته از ترجمه فضل الله محلاتی می‌باشد.
1 ـ سِيَاسَةُ النَّفْسِ‏ أَفْضَلُ سِيَاسَة. (5589)
سیاست كردن نفس برترین سیاست‌ها است.
ذکر این نکته نیز در نهایت، ضروری است که گرچه ترجمه‌هایی متفاوتی برای «غررالحکم» شده است و ترجمه‌ای که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است، برگرفته از ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی بر کتاب «غررالحکم» است که به نظر می‌رسد نسبت به سایر ترجمه‌ها برای این تحقیق، از حیث فهم و ایجاز، مناسب‌تر بوده است. لذا نگارنده این تحقیق، ضمن حفظ امانت، همان ترجمه را به این بخش منتقل کرده است.
منبع: پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی
 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 716
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

پژوهشكده علوم و انديشه سياسي
مجری سایت : شرکت سیگما