چرا انقلاب شد؟
به گزارش روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، در میزگردی در مرکز مطالعات راهبردی تسنیم با حضور دکتر علی اکبریمعلم، حکمرانی رژیم پهلوی و بروز ریشههای انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار گرفت. در این میزگرد دکتر اکبریمعلم، عضو گروه علوم سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی، به تشریح علل وقوع انقلاب اسلامی ایران پرداخت و با استناد به نظریههای علمی و تجربه تاریخی کشور توضیحاتی ارائه داد.

دکتر اکبریمعلم در ابتدای نشست در پاسخ به این سؤال که «چرا مردم در سال ۱۳۵۷ به این نتیجه رسیدند که نظام باید تغییر کند؟» پاسخ داد: “انقلاب در زمانی رخ میدهد که امیدی به اصلاحات نباشد. وقتی جامعه احساس کند آرمانها و اهدافش تحت نظام موجود قابل تحقق نیست، به این نتیجه میرسد که این نظام باید سرنگون شود”.
وی افزود: “برای وقوع انقلاب چهار علت را دانشمندان علوم سیاسی در حوزه انقلاب مطرح میکنند:۱- نارضایتی عمیق از شرایط موجود ۲- ظهور و گسترش ایدئولوژیهای جدید و جایگزین ۳- گسترش روحیه انقلابی ۴-رهبری و نهادهای بسیجگر. در هر چهار علت نسبت به وقوع انقلاب اسلامی توجیه دارد. یعنی جامعه به این نتیجه رسیده است که نظام مستقر پهلوی نمیتواند آن اهداف و برنامه را اجرا کند”.
دکتر اکبریمعلم با بیان اینکه رابطه دولت و ملت از زمان قاجار دچار واگرایی شده بود، تأکید کرد که اصولی که برای علمای بزرگ ایران حائز اهمیت بوده، از قبیل حفظ اساس اسلام، اصل عدالت و اصل استقلال (نفی سبیل)، در نظام پهلوی تأمین نمیشد و این مسأله موجب بیاعتمادی مردم شد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی درباره نقش امام خمینی(ره) در فرآیند انقلاب بیان کرد: “امام خمینی(ره) مظهر این تفکر برای احیای اصل نفی سبیل و حفظ اساس اسلام است. دقیقاً از سال ۱۳۴۲ انقلاب و نظام جایگزین را پیگیر بود. در پی همین قضیه امام خمینی(ره) که محور این تفکر بود از سال ۱۳۴۸ این نظریه را پرورش دادند و در واقع نظریه ولایت فقیه و حکومت اسلامی را ده سال قبل از وقوع انقلاب اسلامی مطرح کردند”.
دکتر اکبریمعلم در خصوص تقابل حاکمان پهلوی با هویت فرهنگی جامعه ایران گفت: “از دوره قاجار این پرسش مهم پدید آمد که چرا عقب ماندهایم و راه چاره چیست؟ جوابهای مختلفی داده شده است. یکی از این پاسخها در ایران به جریان غربگرایی تبدیل شد. جریان غربگرایی معتقد است علت عقبماندگی ما، فرهنگ، سنت و مذهب ما است و راه نجات در این است که فرهنگ، سنت و مذهب خویش را کنار بگذاریم و از اروپای پیشرفته آن روز تقلید کنیم. حکومت پهلوی بر اساس این اندیشه غربگرا و غربزده به وجود آمد. لذا روشفکران غربگرا از پهلوی حمایت کردند. این روشنفکران غربگرا میگفتند ما میدانیم که رضا شاه مستبد است ولی مستبد مدرن است. ایده اصلی این روشنفکران این بود که در صورت و سیرت بایستی مثل اروپا شویم. صورت اروپایی در زنها، برهنگی و بیحجابی است و در مردها، لباس متحدالشکل و کت و شلوار است؛ از جهت فرهنگی برنامههایی که پهلوی بر اساس اندیشه لیبرال دموکراسی و فرهنگ بیگانه اجرا کرد، موجب نارضایتی عمیق مردم شد”.
وی در پاسخ به این سوال که «تصویری که از رژیم پهلوی میخواهیم ارائه دهیم چه مولفههایی باید داشته باشد؟» پاسخ داد: “بهتر است بگوییم پهلوی چه کسریهایی داشت که مردم دست به انقلاب زدند. انقلاب اسلامی دارای ماهیتی فرهنگی است. چون به دنبال هویت خواهی و استقلال طلبی بوده است. یعنی ما قبل از دوره پهلوی، هویت ایرانی-اسلامی داشتیم. پهلوی آمد گفت هویت ایرانی- اسلامی- غربی؛ میخواست هویت جدید ایجاد کند. این هویت جدید اقتضائاتی دارد. انقلاب اسلامی گفت این هویتی که شما با باورهای غربی میخواهید ایجاد کنید، با باورهای ایرانی و اسلامی ناسازگار است. ما این را نمیخواهیم. بنابراین هویت را باید به همان هویت ایرانی – اسلامی که داشتیم، برگردانیم. همچنین انقلاب اسلامی به دنبال استقلالطلبی بود. فضای اعتراضی جامعه ایران تقریبا ۲۰۰ سال قبل از انقلاب اسلامی یک ضلع محکم و قویاش به استعمارستیزی برمیگشت. بنابراین یکی از مهمترین مولفههای لازم برای شناخت واقعی دوران پهلوی تمرکز بر عملکرد خیانتبار رضاشاه و محمدرضا شاه در حفظ استقلال ایران و حفظ هویت ملی است. باید گفت آنها با این سرمایه ارزشمند چه کردند. به تعبیر امام خمینی(ره) آنها عزت ایران را فروختند.
پس با محوریت استقلال، محوریت استبداد و محوریت مذهب زدایی باید سیمای دوران پهلوی را خصوصا برای نسل جوان ترسیم کرد. مثلاً در رابطه با مذهبزدایی در دوران پهلوی به اقدامات آنان از جمله تغییر تقویم هجری شمسی به شاهنشاهی، تصویب لوایح انجمنهای ایالتی و ولایتی، انقلاب سفید، رسمیت بخشیدن به فرقه ضاله بهائیت در کشور، خشونت علیه روحانیون و … باید اشاره شود”.
متن کامل این گفتگو در خبرگزاری تسنیم در دسترس است.
