نسبت سیاست وجودی و اصالت وجودی
کرسی ترویجی «درآمدی بر علم سیاست وجودی» با ارائه دکتر محمد پزشگی و با نقد حجج اسلام دکتر بهرام دلیر و دکتر مهدی امیدی در پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی برگزار شد.
در ابتدای نشست، دکتر پزشگی هدف از برگزاری کرسی را معرفی گونهای از علم سیاست بیان کرد که از حکمت متعالیه تغذیه میکند و این دستگاه فلسفی آن را هدایت میکند. وی افزود: “مدعا آن است که علم سیاست متداول به دو دسته علم سیاست ماهوی و علم سیاست نامگرایانه تقسیم میشود در حالیکه علم سیاست تغذیه کننده از حکمت متعالیه، علم سیاستی مبتنی بر اصالت وجود (ماهوی نیست) و معتقد به کلیات اجتماعی است (نامگرایانه نیست)”.
عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی در ادامه با ذکر این نکته که مکاتب مختلف علوم سیاسیِ مرسوم در نهایت از «ماهیتگرایی اجتماعی» و یا از «نامگرایی اجتماعی» تغذیه میکنند، بیان کرد: “ماهیتگرایی اجتماعی متضمن آن دسته از مکاتبی است که برای کل اجتماعی ماهیتی خاص و مستقل میپذیرد در حالیکه نامگرایی اجتماعی منکر کلیتهای مزبور است. در نتیجه ماهیتگرایی اجتماعی در مطالعه جهان سیاسی به دنبال بررسی نقش و جایگاه نهادها، ساختارها، سازمانها و هر نوع فرآیند اجتماعی در بازتولید، صورتبندی و دگرگونی جهان سیاسی و رویدادهای آن است. در مقابل، نامگرایی اجتماعی (که با فردگرایی روششناختی ارتباط دارد) معتقد است که از نظر هستیشناختی همه چیز در جهان سیاسی و اجتماعی به کنشگر، فهم او و کنشهایش تقلیل مییابد. به این بیان ماهیتگرایی اجتماعی از اصالت ماهیت و نامگرایی اجتماعی از اصالت وجود تغذیه میکند. اما برخلاف وضعیت مکاتب علوم اجتماعی مرسوم، علم سیاست وجودی به رغم پذیرش کلیتهای اجتماعی از اصالت وجود (و نه اصالت ماهیت) تغذیه میکند”.
وی در خصوص نوآوری این طرح گفت: “بر اساس مکتب ماهیتگرایی اجتماعی، علوم سیاسی برای کل سیاسی ماهیتی خاص و مستقل میپذیرد و در نتیجه موضوعات مطالعه علوم سیاسی نهادها، ساختارها، سازمانها و فرآیندهای اجتماعی و سیاسی است؛ در حالیکه طبق مکتب نامگرایی اجتماعی، موضوع علوم سیاسی کنشگر سیاسی، فهم او و کنشهایش میباشد. خلاصه آنکه در علوم سیاسی متداول کلگرایی با ماهیتگرایی و نامگرایی با اصالت وجود قرین است. اما در علم سیاست وجودی، کلگرایی و اصالت وجود با هم جمع میشوند؛ زیرا در این نوع از دانش سیاسی منظور از کلیت، کلیت معرفتشناختی نیست بلکه کلیت وجودی است که بازگشت آن (طبق آموزه وحدت وجود) به تسری هستی در تمامی جهان آفرینش است”.
در ادامه دکتر امیدی، در نقد صحبتهای دکتر پزشگی بیان کرد: “بحث مورد نظر قرار بود در بحث علم سیاست وجودی باشد، اما فراتر رفته و علم انسانی وجودی را بحث کردهاند”.
وی افزود: “پس از تبیین مفاهیم لازم است تفاوت علم سیاست موجود را با علم سیاست وجودی بیان کنید. آیا میتوانیم علم سیاست جهانی داشته باشیم؟ بعد از اینکه بین سیاست علم سیاست موجود و علم سیاست وجودی تفکیک کردیم باید بنیانهای فلسفی این بحث را ارائه کنیم. اگر به بحث موضوع سیاست وجودی پرداخته شد باید به غایت آن هم بپردازید مهمترین بحث این است که علم سیاست موجود چه غایتی را دنبال میکند و نیز علم سیاست وجودی چه غایتی را داره دنبال میکند. به نظر میرسد این بحث مورد غفلت قرار گرفته است. هنجارهای سیاسی در علم سیاست وجودی چه جایگاهی دارند و چگونه به دست میآیند به این مساله نیز توجه نشده است”.
دکتر بهرام دلیر دیگر ناقد این کرسی ترویجی، در نقد مطالب ارائه شده بیان کرد: “در بحث آقای دکتر پزشگی مباحث مربوط به فاعل غفلت شده است. در بحث فلسفه مشا فاعل بالعنایه را داریم در فلسفه اشراق فاعل به رضا را داریم و در حکمت متعالیه فاعل به تجلی را داریم و قسم چهارمی هم تحت عنوان فاعل بالعشق داریم. این امور نیاز به تبیین دارد. در بحث اصالت معرفتشناسی و هستیشناسی بحث فاعلشناسی مغفول است در بحث ملا صدرا فاعل بالعنایه و در بحث الهی قمشهای فاعل بالعشق ظرفیتهای فراوانی برای این بحث دارد”.
وی در پایان صحبتهای خود گفت: “امتیازی که بحث آقای پزشگی دارد این است که به دنبال به روز کردن این مباحث است و به عبارتی سیاست را با زبان امروز بیان میکند”.
کرسی ترویجی مذکور با پاسخ دکتر پزشگی به برخی از نقدهای مطرح شده به پایان رسید.
