بررسی تحول مفاهیم بنیادین فقه سیاسی از عصر غیبت تا جمهوری اسلامی
کرسی ترویجی با عنوان «بررسی تحول مفاهیم بنیادین اندیشه سیاسی با تاکید بر فقه سیاسی» با ارائه حجت الاسلام والمسلمین عبدالله نظرزاده و نقد حجت الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی در پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی برگزار شد.

دکتر نظرزاده در ابتدای سخنان خود بازه زمانی عصر غیبت تا جمهوری اسلامی را به شش دوره تاریخی تقسیم نمود و در تبیین اولین دوره یعنی عصر غیبت صغری، دغدغه اصلی عالمان دینی در این مقطع را حفظ منابع دینی به ویژه روایات معصومان(ع) بیان کرد و افزود: “در حوزه سیاست، ابتدا موضوع تقیه و سپس بحث سلطان عادل و جائر مطرح میشود و در همین دوره، مفهوم نیابت فقیه شکل میگیرد. که بعدها علامه حلی با ورود به مسایل فقه سیاسی در حکومت ایلخانان، مقدمه نظری ورود عالمان در عرصه قدرت و حاکمیت را در عصر صفوی به دربار فراهم میکند که مفاهیمی مانند مشروعیت حکومت شیعی یا قبول ولایت از سوی حاکم شیعه، وارد فقه سیاسی میشود”.
وی درباره عصر صفوی گفت که پرسش محوری این دوره این است که آیا دولت مشروع میتوان داشت یا خیر؟ و در ادامه افزود: “با ورود علما به دربار و در پی آن عرصه سیاست، در واقع سیاست به شکل مشارکتی بین آنان و سلاطین شکل گرفت که موجب شکل گرفتن مفاهیم جدیدی همچون ولایت عامه فقها در عصر غیبت و تفویض برخی مناصب حکومتی از طرف فقیه به حاکمان صفویه مطرح شده است. و این موضوع تا حدی پیش میرود که درصد مشارکت علما و فقها با پذیرش برخی مناصب چون قضاء، افتاء و امامت جمعه، تولیت اوقاف و … با حکومت ارتقا یافته و در برخی زمانها شاه بعضی از مناصب خود، مانند جهاد با کفار را از علما میگرفته است”.
عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی، دوره اخباریگری و اصولیگری را دوره طرح بحث عقل توسط محقق بهبهانی و شاگردانش دانست که به تغییر در مفاهیم فقه سیاسی انجامید. وی با اشاره به حکومت افشاریه، زندیه بیان کرد: “هر یک از حاکمان این دورهها ارتباطاتی با علما داشتند؛ البته بعدها برخی مناصب عالمان که در دوره صفویه به رسمیت شناخته می شد، توسط نادر شاه افشار محدود شد و برخی مناصب مانند تولیت وقف از عالمان سلب شد. در دوره زندیه، کریمخان خود را شاه و سلطان نام ننهاد، بلکه وکیلالرعایا خواند و باز در دوران قاجاریه به تدریج با موضعگیری های سیاسی برخی از مراجع بزرگ در مقابل سیاست های دولت، همچون فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی بزرگ، استقلال نهاد مرجعیت از حاکمیت و سلطنت ایجاد شد”.
در خصوص دوره قاجار، دکتر نظرزاده با اشاره به دیدگاه ملااحمد نراقی بیان کرد: “ملااحمد نراقی در عوائد الایام با بررسی آیات و روایات و موضع فقه سیاسی به این نتیجه می رسد که هر اختیاری که امام معصوم (ع) در امر حکومت داشته، فقیه هم داراست. این زمینه نظری و اندیشه فقه سیاسی لازم برای ورود علما در عرصه سیاست و حکومت را به صورت مستقل در مقابل دولت ها فراهم کرد که بعدها با ورود مشروطه و بحث محقق نایینی و شیخ فضلالله مباحث فقه سیاسی به اوج خود رسید و مباحثی راجع به محصول مشروطه یعنی قانون اساسی در میان فقهای تراز اول در گرفت”.
وی دوره پهلوی را دوره ورود مباحث روشنفکری و سکولاریسم و کاهش ارتباط میان علما و حکومت دانست و تصریح کرد: “تماسی بین علمای طراز اول با شاه نبود و به حداقل ارتباط بسنده میشد(به خصوص مرحوم عبدالکریم حائری یزدی و آیت الله بروجردی)، هرچند طرح بحث ولایت فقیه توسط امام خمینی(ره) در حوزه نجف از تحولات مهم این دوره به شمار میرود”.
وی آخرین دوره از تقسیمبندی ششگانه یعنی جمهوری اسلامی را دوره تحقق حکومت فقیه عادل دانست که در آن فقها، اختیارات وسیع دارند و با اختلافات درون فقهی که در این دوره میان فقهای موجود پیش آمد، از ولایت انتخابی و انتصابی برخوردارند.
در بخش نقد، آقای ایزدهی در ابتدا انتخاب ایده دکتر نظرزاده را تحسین کرد و در نقد پژوهش ارائه شده وی بیان کرد: “تحول در زمان طبیعی است به خصوص در موارد تحولپذیر؛ ولی در مفاهیم قابل دقت است. باید بحث از چگونگی و فرآیند و غایت تحول مطرح شود” و افزود:”تحول میبایست مستند به چارچوب مفهومی باشد که تقسیم این مقاله بر اساس چنین چارچوبی نیست”.
وی در پایان، تقسیمبندی ششگانه ارائهشده را قابل تأمل دانست و بیان کرد: “تقسیمبندی دوران مذکور، خود قابل خدشه است چرا که مکتبمحور بحث نشده، بلکه بعضی مفهوممحور و بعضی حکومتمحور است و این که چرا از قرن هفتم تا دوازدهم در این تقسیم بندی مورد ملاحظه قرار نگرفته جای سوال است “.
کرسی ترویجی «بررسی تحول مفاهیم بنیادین اندیشه سیاسی با تاکید بر فقه سیاسی» که به همت گروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی برگزار شده بود در پایان با پاسخ دکتر نظرزاده به برخی از موارد مطرح شده به پایان رسید.
